گزارش سازمان دیده‌بان جهانی (Global Witness) از کسانی که در سال ۲۰۱۶ در راه دفاع از محیط زیست و منابع طبیعی کشته شده‌اند.

 

سازمان دیده‌بان جهانی (Global Witness) گزارش داد سال گذشته، ۲۰۰ نفر در جهان در راه دفاع از محیط زیست و منابع طبیعی کشته شده‌اند؛ سه نفر از این افراد ایرانی بودند. این افراد در ۲۴ کشور جان خود را از دست دادند، درحالی است که در سال ۲۰۱۵ این تعداد ۱۸۵ نفر از ۱۶ کشور بوده است.

 

به گزارش گلوبال ویتنس، مبارزه با زمین‌خواران و تخریب گران محیط زیست هیچ‌گاه چنین مرگبار نبوده است. گزارش جدید این نهاد نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۶ تقریبا هر هفته چهار نفر در راه دفاع از منابع طبیعی در برابر فعالیت‌های غیرقانونی همچون معدن کاری و قطع غیرقانونی درختان برای صنعت الوار جان خود را از دست داده‌اند. تازه‌ترین گزارش این آژانس نشان می‌دهد از آغاز سال ۲۰۱۷ تاکنون ۹۸ نفر در این راه کشته شده‌اند.

 

قتل، تنها یکی از شیوه‌های ساکت کردن مدافعان محیط زیست است؛ شیوه‌های متعدد دیگری از جمله تهدید به مرگ، به اسارت گرفتن و تجاوز جنسی هم در بسیاری از کشورها به کار گرفته می‌شود.

 

سال‌هاست که ژاکلین رومرو اهل کلمبیا (بالا، راست) را به خاطر بحث درباره تاثیرات مخرب ال سرخون، بزرگ‌ترین معدن روباز پیت در آمریکای لاتین، تهدید می‌کنند. این پروژه که شرکت‌های انگلیسی گلنکور، بی اچ پی بیلیتون و انگلو امریکن مالک آن هستند و یک پیمانکار داخلی آن را اجرا می‌کند، به خاطر کمبود آب و آواره شدن تعداد زیادی از مردم بر اثر فعالیت‌های آن با انتقاد شدید روبرو بوده است.

 

این گزارش، داستان افراد پرشماری همچون ژاکلین را روایت می‌کند که در خطرناک‌ترین کشورها، در برابر اراده نامشروع شرکت‌های چند ملیتی، نمایندگان مجلس و حتی دولت‌های خود ایستاده‌اند. همچنین این گزارش به تحلیل این امر که چرا آن‌ها با تهدید فزاینده مواجه هستند می‌پردازد و راه‌های تامین امنیت این فعالان را بررسی می‌کند.

 

نمودار تعداد کشته شدگان در راه دفاع از محیط زیست بر اساس کشورها در سال ۲۰۱۶

 

نه تنها تعداد کشته‌شدگان در راه حفظ محیط زیست افزایش یافته که پراکندگی آن‌ها در بین کشورهای جهان نیز بیشتر شده است. در سال ۲۰۱۶ ما ۲۰۰ کشته را در ۲۴ کشور به ثبت رسانده‌ایم. تقریبا ۴۰ درصد از آن‌ها بومیان بودند. عدم امکان ردیابی، شناسایی مسببان این قتل‌ها را دشوار می‌سازد اما ما شواهدی قوی یافته‌ایم که پلیس و نیروهای مسلح در ۴۳ مورد از این قتل‌ها دست داشته‌اند؛ فعالان خصوصی مانند نگهبانان امنیتی و قاتلان اجیر شده، عامل ۵۲ مورد دیگر بوده‌اند.

 

ایران

 

در این لیست نام محیطبانان شهید کشورمان منوچهر شجاعی، پرویز هرمزی و محمد دهقانی نیز به چشم می‌خورد. محمد دهقانی و پرویز هرمزی توسط شکارچیان در منطقه حفاظت شده گنو (استان هرمزگان) مورد هدف گلوله قرار گرفتند. منوچهر شجاعی نیز در پارک ملی بمو در استان فارس حین درگیری با شکارچیان از ناحیه سینه و گلو مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

 

مرگبارترین کشورها برای فعالان

 

تقلاهای ظالمانه برای دستیابی به ثروت طبیعی آمازون، برزیل را بار دیگر به مرگبارترین کشور از نظر تعداد کشته‌شدگان تبدیل کرده هر چند هندوراس به لحاظ سرانه، همچنان مثل دهه گذشته خطرناک‌ترین کشور جهان برای فعالان زیست محیطی به شمار می‌رود.

 

نیکاراگوآ در حال رقابت با دو کشور پیشین است. قرار است یک کانال در اقیانوس ساخته شود که کشور را به دو قسمت تقسیم می‌کند؛ این امر ممکن است به آواره شدن گروه زیادی از مردم، ناآرامی‌های اجتماعی و سرکوب خشونت‌بار کسانی که با آن مخالفت کنند منجر شود. فعالیت‌های معدنی، فیلیپین را در آسیا در جایگاه نخست کشته‌شدگان زیست محیطی قرار داده است.

 

در کلمبیا، احتمالا به خاطر قرارداد صلحی که اخیرا بین دولت این کشور و شورشیان فارک امضا شده، رکورد تعداد کشته‌شدگان شکسته شده است. مناطقی که قبلا تحت کنترل شبه نظامیان فارک بوده اکنون نگاه شرکت‌های استخراج معدن و نمایندگان مجلس را به خود جلب کرده در حالی که جوامعی که در حال بازگشت به مناطق خود هستند به خاطر بازپس‌گیری زمین‌هایی که در جریان نیم قرن منازعه از دست داده‌اند مورد حمله قرار می‌گیرند.

 

هند به خاطر سرکوب شدید اعتراضات مسالمت آمیز فعالان مدنی، شاهد افزایش تعداد کشته‌ها بوده است.

 

دفاع از پارک‌های ملی اکنون خطرناک‌تر از هر زمان دیگری شده به خصوص در آفریقا که تعداد زیادی از جنگل‌بانان به‌ویژه در جمهوری دموکراتیک کنگو کشته شده‌اند.

 

این پدیده مشکلی نیست که محدود به یک گوشه از جهان باشد؛ کشورهای توسعه یافته هم در حال یافتن راه‌های دیگری برای سرکوب فعالان هستند بالاخص ایالات متحده که دولت ترامپ، همه نوع دلیلی برای اعتراض مدافعان محیط زیست به دست داده است.

 

در سطح جهانی، روز به روز بیشتر روشن می‌شود که دولت‌ها و صاحبان تجارت در انجام وظیفه خود در حفاظت از جان فعالان ناتوان هستند. آن‌ها سطحی از تسامح را که به اکثریت وسیع قانون شکنان اجازه می‌دهد با آسودگی به اقدامات خود ادامه دهند، در پیش گرفته‌اند. این تسامح آن‌ها را به قتل تشویق می‌کند. سرمایه گذاران از جمله بانک‌های توسعه، با پشتیبانی از پروژه‌هایی که به محیط زیست آسیب می‌زنند و حقوق بشر را نقض می‌کنند، به خشونت‌ها دامن می‌زنند.

 

جالب اینجاست که این خود فعالان هستند که مجرم شناخته می‌شوند و با مجازات کیفری و پرونده‌های خشونت‌بار مدنی که دولت‌ها و شرکت‌ها برای ساکت کردن آن‌ها درست می‌کنند روبرو می‌شوند.

 

این‌گونه اتهام زدن‌ها برای مرعوب کردن مدافعان محیط زیست و لکه‌دار کردن حیثیت آن‌ها و درگیر کردن آن‌ها در مبارزه‌ای پر هزینه انجام می‌شود.

 

به تازگی گلوبال ویتنس با کمک روزنامه گاردین تصمیم گرفته است که راهی برای تغییر وضع موجود پیدا کنند. سال‌هاست که این نهاد به مستندسازی سالانه شرح حال کسانی که در راه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی جان خود را از دست می‌دهند، می‌پردازد. اکنون روزنامه گاردین قصد دارد یک بخش مخصوص پیگیری مرگ این افراد را در سایت خود راه‌اندازی کند که به محض تایید گلوبال ویتنس اسناد مربوطه را منتشر می‌کند. به علاوه گاردین خبرنگاران خارجی و محیط زیستی خود را برای گزارش موارد خشونت علیه فعالان زیست محیطی اعزام خواهد کرد.

 

حفاظت از فعالان خط مقدم

 

درخواست‌هایی که از دولت‌ها، شرکت‌ها و سرمایه گذاران داریم که عبارت است:

  • مقابله با علل اصلی خطر: تضمین اینکه جوامع بتوانند درباره چگونگی استفاده از سرزمین و منابع خود به‌طور آگاهانه و با آزادی کامل تصمیم بگیرند.
  • حمایت و حفاظت از مدافعان: از طریق وضع قوانین، سیاست‌ها و اقدامات ویژه
  • درخواست پاسخگویی به خاطر سوء رفتار: فراتر رفتن از پیگرد عاملان دستور یا اجرای حملات و تضمین اینکه عوامل مقصر همچون سرمایه‌گذاران بین‌المللی که در دفاع از فعالان تهدید شده کوتاهی کرده‌اند، با عواقب بی‌تفاوتی خود روبرو خواهند شد.

 

گزارش موسسه CDP پروژه افشای کربن: ۱۰۰ کمپانی مسئول تولید ۷۱ درصد از گازهای گلخانه‌ای هستند.

نتایج تحقیقات جدید نشان می‌دهد که ۱۰۰ شرکت بزرگ مسئول بیش از ۷۰ درصد تولید گازهای گلخانه‌ای در جهان هستند. این گزارش که با نام Carbon Majors Report توسط پروژه فاش سازی کربن (CDP) تهیه شده است، نشان می‌دهد که تنها ۲۵ شرکت از این ۱۰۰ شرکت مسئول نیمی از گازهای گلخانه‌ای تولید شده از سال ۱۹۸۸ (سال تشکیل شورای بین دولتی تغییر آب و هوا) هستند.

هم‌اکنون آلوده‌کننده‌ترین شرکت‌ها در این لیست ExxonMobil، Shell، BP و Chevron هستند و شرکت صعودی Aramco، صنعت زغال سنگ چین و شرکت Gazprom روسیه بیشترین تولید گازهای گلخانه‌ای و نقش بسیار چشمگیری در گرمایش جهانی دارند.

صنعت زغال سنگ چین به عنوان اولین مقصر در این لیست، که توسط مجموعه‌ای از شرکت‌ها و کارخانه‌ها اداره می‌شود، به تنهایی مسئول تولید ۱۴.۳ درصد از گازهای گلخانه‌ای صنعتی جهان از سال ۱۹۸۸ است. شرکت صعودی آرامکو با تولید ۴.۵ درصد و شرکت گازپروم روسیه با تولید ۳.۹ درصد رتبه‌های دوم و سوم در تولید گازهای گلخانه‌ای هستند.

بر اساس این گزارش CDP می‌گوید: با اینکه این شرکت‌ها از سال ۱۹۸۸ در مورد تاثیرات محیط زیستی محصولاتشان اطلاع داشتند، اما همچنان فعالیت‌های استخراج خود را افزایش داده‌اند و این در حالی است که منابع غیر کربنی مانند انرژی‌های نو سرمایه‌گذاری‌های کمی داشته‌اند.

طبق این گزارش، اگر استخراج سوخت‌های فسیلی در بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۷ تا آخر این قرن ادامه داشته باشد، میانگین دمای زمین تا ۴ درجه سانتی‌گراد بالا خواهد رفت. این در حالی است که، دانشمندان هواشناسی بارها هشدار داده‌اند که افزایش بیش از ۲ درجه سانتی‌گراد در زمین می‌تواند منجر به تغییرات فاجعه‌بار و غیرقابل برگشتی در آب و هوا و اکوسیستم دنیا مانند انقراض گونه‌های بزرگ، سیل و کمبود شدید مواد غذایی گردد.

در این میان مراکز دولتی نیز مسئول یک پنجم تولید گازهای گلخانه‌ای هستند که تأثیر قابل توجهی بر تغییرات آب و هوایی داشته است.

در این میان سرمایه‌گذاران این شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ می‌توانند با عدم حمایت و روی آوردن به انرژی‌های نو نقش مهمی در مقابله با این وضعیت داشته باشند.

شرکت‌های نفتی و گازی نیز سرمایه‌گذاری در زمینه انرژی‌های نو را آغاز کرده‌اند. مدیر اجرایی کمپانی شل Shell اعلام کرده است که هر ساله ۱ میلیارد دلار در پروژه‌های انرژی‌های نو مربوط به این شرکت سرمایه گذاری خواهد کرد.

 

 

Abstract
We all know that 2014 has been declared as the hottest year globally by the Meteorological department of United States of America. Climate change is a global challenge which is likely to affect the mankind in substantial ways. Not only climate change is expected to affect physical health, it is also likely to affect mental health. Increasing ambient temperatures is likely to increase rates of aggression and violent suicides, while prolonged droughts due to climate change can lead to more number of farmer suicides. Droughts otherwise can lead to impaired mental health and stress. Increased frequency of disasters with climate change can lead to posttraumatic stress disorder, adjustment disorder, and depression. Changes in climate and global warming may require population to migrate, which can lead to acculturation stress. It can also lead to increased rates of physical illnesses, which secondarily would be associated with psychological distress. The possible effects of mitigation measures on mental health are also discussed. The paper concludes with a discussion of what can and should be done to tackle the expected mental health issues consequent to climate change.

تغییرات آب و هوا و اثرات آن بر سلامت روان

چکیده
سال ۲۰۱۴ توسط اداره هواشناسی ایالات متحده آمریکا به عنوان گرم‌ترین سال جهان معرفی شد. تغییر اقلیم یک چالش جهانی بزرگ است که از راه‌های مختلف می‌تواند بر بشریت تأثیر بگذارد. این تغییرات آب و هوایی نه تنها سلامت جسمی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بر سلامت روانی افراد نیز تأثیرگذار است. افزایش دمای محیط می‌تواند باعث افزایش نرخ تجاوز، رفتار خشونت‌آمیز و خودکشی شود. به عنوان مثال تغییر اقلیم باعث افزایش دما، در ادامه باعث خشک‌سالی‌های مدید و بسیار و این مسئله منجر به خودکشی کشاورزان و باعث ایجاد مشکلات روحی روانی مانند استرس می‌شود. افزایش متناوب مصیبت‌ها و فاجعه‌های ناشی از تغییرات آب و هوایی باعث استرس‌های بعد از حادثه، افزایش اختلال روانی و افسردگی می‌شود. تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی می‌تواند منجر به مهاجرت جمعیت و این مسئله نیز عامل افزایش استرس در افراد است. این تغییر می‌تواند همراه با آسیب‌های جسمی و در ادامه پریشانی روانی شود. در این مقاله اثرات سلامت روانی ناشی از تغییرات آب و هوا و باید و نباید‌های مقابله با این مسئله و راه‌کارهای ایجاد سلامت جسمی و روحی بررسی می‌شود.

 

Abstract
Desalination generates drinking water and enhances the economic, social, and environmental development of many areas with few water resources, such as parts of the Middle East, North Africa, and southern Europe (such as Spain and Cyprus).
Desalination plants may cause environmental impacts in coastal areas and so it is necessary to submit plans for new plants to a process of environmental impact assessment (EIA) in order to achieve more environmentally viable projects, meaning: optimal locations; appropriately used systems and technologies; effective preventive, compensatory, and corrective measures; and social and environmental acceptance.
This article contains a study of the process of environmental impact assessment for seawater desalination projects during the last 12 years in Spain through an analysis of information published in the Records of Decisions (RODs). The study describes the main aspects of the process and identifies areas for improvement.

تجزیه و تحلیل روند ارزیابی اثرات زیست محیطی واحدهای آب‌شیرین‌کن در اسپانیا

چکیده
آب‌شیرین‌کن‌ها آب آشامیدنی تولید می‌کنند و باعث افزایش توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بسیاری منطق با منابع آب محدود مانند خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب اروپا (مانند قبرس و اسپانیا) می‌شود.
کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن باعث تأثیرات زیست محیطی در مناطق ساحلی می‌شوند؛ بنابراین به منظور دستیابی به پروژه‌هایی زیست پذیرتر و دوستدار محیط زیست لازم است که برنامه‌‌هایی جهت ارزیابی اثرات محیط زیستی برای کارخانه‌های جدید تنظیم شود. طبق این ارزیابی باید مسائلی چون مکان‌های مطلوب، استفاده از سیستم‌ها و تکنولوژی‌های لازم، اقدامات مؤثر پیش‌گیری کننده و پذیرش اجتماعی و زیست محیطی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
این مقاله حاوی مطالعه روند ارزیابی اثرات زیست محیطی پروژه‌های نمک‌زدایی آب دریا در طول ۱۲ سال گذشته در کشور اسپانیا است که از طریق تجزیه و تحلیل اطلاعات منتشر شده در اسناد عمومی کسب شده است. این مطالعه جنبه‌های اصلی فرآیند را توضیح می‌دهد و مناطقی را برای بهبود شرایط مشخص می‌کند.

Abstract
Since Taiwan is a densely populated island with almost no fossil energy resources, the development of renewable energy is an important issue. In the past, industries with low energy productivity were encouraged for economic development, but this structure of low energy productivity industries should now be adjusted to promote renewable energy and energy efficiency. By analyzing the gross domestic product together with the energy consumption and CO2 emissions for major industries in Taiwan, this paper considers what kinds of industries should been couraged or discouraged for Taiwan’s future development. In addition, the recommendations for Taiwan’s renewable energy and energy-intensive industrial policy represented.

استراتژی انرژی‌های تجدید پذیر تایوان و سیاست انرژی مترکز صنعتی

چکیده
از آنجا که تایوان یک جزیره پرجمعیت است که تقریباً هیچ منبع انرژی فسیلی ندارد، توسعه انرژی‌های تجدید پذیر مسئله بسیار مهمی است. در گذشته صنایع با بهره‌وری انرژی پایین برای توسعه اقتصادی تشویق می‌شدند؛ اما در حال حاضر این استراتژی باید برای پیشرفت و بهره‌وری انرژی‌های تجدید پذیر دوباره تنظیم و ارتقا یابد. این مقاله در نظر دارد با تجزیه و تحلیل تولید ناخالص داخلی همراه با مصرف انرژی و تولید دی‌اکسید کربن صنایع بزرگ در تایوان، بررسی کند که کدام صنایع برای آینده تایوان باید تشویق یا دلسرد شوند. این مقاله علاوه بر آنالیز داده‌ها، پیشنهادهایی برای انرژی تجدید پذیر تایوان و سیاست انرژی مترکز صنعتی ارائه می‌کند.

Abstract
This study evaluates the potential economic and environmental benefits available by providing renewable energy for electric vehicle charging at public electric vehicle service equipment (EVSE). Willingness to pay (WTP) for charging an electric vehicle using renewable energy was collected through a U.S.-wide online survey of Plugin Electric Vehicle owners and lessees using the choice experiment method. The results indicate a 433% increase in the usage of charging stations if renewable energy was offered. Results also show a mean WTP to upgrade to renewable energy of $0.61 per hour for Level 2 EVSE and $1.82 for Direct Current Fast Chargers (DCFC). Using Blink public EVSE network as a case study, these usage and WTP values translate directly to an annual gross income increase of 655% from $1.45 million to $9.5 million, with an annual renewable energy credit acquisition cost of $13,700. Simulation results also show significant environmental benefit from emissions reductions.

اثرات اقتصادی و زیست محیطی فراهم کردن انرژی تجدیدپذیر برای شارژ وسایل نقلیه الکتریکی

چکیده
این مطالعه پتانسیل اقتصادی و مزایای محیط زیستی موجود جهت تهیه انرژی تجدید پذیر برای شارژ وسایل نقلیه برقی در ایستگاه‌های عمومی شارژ ماشین‌های برقی را بررسی می‌کند. تمایل به پرداخت (WTP بیشترین مبلغی که یک فرد حاضر است برای به دست آوردن سود یا اجتناب از ضرری پرداخت کند) برای شارژ خودرو با انرژی‌های تجدید پذیر توسط یک نظرسنجی آنلاین در آمریکا از صاحبان و اجاره‌کنندگان خودروهای برقی شارژی توسط روش انتخاب تجربی جمع‌آوری شده است. نتایج نشان داد که استفاده از ایستگاه‌های شارژی که در آن‌ها از انرژی‌های تجدید پذیر استفاده می‌شود، ۴۳۳ درصد رشد خواهد داشت. نتایج همچنین تمایل به پرداخت (WTP) متوسطی را برای ارتقا ایستگاه شارژ ماشین‌های برقی (EVSE) به انرژی‌های تجدید پذیر با قیمتی حدود ۰.۶۱ دلار در ساعت و شارژهای سریع دی سی (DCFC) با قیمتی حدود ۱.۸۲ دلار نشان می‌دهد. با استفاده از شبکه ایستگاه‌های شارژ ماشین‌های برقی (EVSE) و همچنین مورد مطالعه قرار دادن مصرف و تمایل به پرداخت نتایجی به دست آمد که استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر در این ایستگاه‌ها موجب افزایش درآمد ۶۵۵ درصدی (از ۱.۴۵ میلیون دلار به ۹.۵ میلیون دلار) خواهد شد. شبیه‌سازی‌ها همچنین اثرات زیست محیطی بسیاری مهمی چون کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را ارائه می‌دهد.

Abstract
In recent years, increasing concerns over rising oil prices, supply shortfalls and the environmental impacts of fossil fuel use have fed growing interest in renewable energy sources for Sub-Saharan Africa. Although traditional biofuels already enjoy widespread popularity, their use has often been actively discouraged due to the lingering influence of ‘‘fuelwood crisis’’ era narratives. In particular, urban fuelwood consumption is frequently portrayed as a cause of environmental degradation leading to energy insecurity among low-income households, especially where the resource is commercialized. Such views have had significant influence among policy makers, often resulting in repressive forestry legislation. In contrast, however, a number of researchers have demonstrated that wood energy dependence is often not a significant cause of deforestation and can provide important livelihood opportunities. This article reassesses urban fuelwood sourcing and its impacts using a recent case study conducted by the authors in Maun, Botswana and results previously reported in the literature. Findings indicate that although harvesting is unregulated, its impacts are significantly mitigated by collectors’ strong preferences for source sites with abundant dead wood, low competition and recognized access rights. As well, fuelwood vending is found to provide critical support to rural incomes and a key source of low-cost urban energy. As such, the benefits of fuelwood use and avoidance of negative effects will most effectively be achieved by decentralised management approaches that build on local institutions and understandings of the resource.

سوخت چوبی: منبع انرژی تجدیدپذیر دیگری برای آفریقا؟

چکیده
در سال‌های اخیر افزایش نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت نفت، کمبود عرضه و اثرات زیست محیطی استفاده از سوخت‌های فسیلی باعث علاقه روزافزون به استفاده از منابع انرژی‌های نو در کشورهای جنوب صحرای آفریقا شده است. اگر چه در حال حاضر هم سوخت‌های زیستی سنتی دارای محبوبیت همه گیری هستند، اما استفاده از آنها بعضی اوقات به طور فعالانه‌ای تقبیح می‌شود، به خاطر اینکه اثرات ناشی از وقایع مربوط به “بحران استفاده از چوب به عنوان سوخت” همچنان باقی مانده است. به طور خاص مصرف سوخت چوبی شهری اغلب به عنوان عامل تخریب محیط زیست منجر به نا امنی انرژی در میان خانواده‌های کم درآمد توصیف می‌شود و چنین دیدگاه‌هایی نفوذ قابل توجهی در میان سیاست گذاران داشته و منجر به قوانین سرکوب گرانه جنگلبانی شده است. در مقابل اما تعدادی از محققین نشان داده‌اند که وابستگی به انرژی چوب معمولاً دلیل مهمی برای جنگل زدایی نیست و می‌تواند فرصت‌های مهمی برای امرار معاش و ضروریات زندگی را فراهم کند. این مقاله با توجه به عوامل جدید و متفاوت، با استفاده از مطالعه جدیدی که توسط نویسندگانی در شهر Muan (شهری در کشور بوتسوانا) انجام شده و منابع جدید گزارش شده، منابع سوخت چوبی شهری را دوباره مورد ارزیابی قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگر چه برداشت غیر قابل کنترل و نظارت است، اما اثراتش مخصوصاً برای جمع آوری کنندگان چوب برای دسترسی به چوب مرده‌های فراوان و وجود رقابت کم قابل توجه است. همچنین داد و ستد سوخت چوبی کمک شایانی به درآمد روستاییان و منبع اصلی انرژی شهری ارزان به حساب می‌آید. به این ترتیب مزایای استفاده از سوخت چوبی و اجتناب از اثرات منفی با مدیریت مناسب و شناخت کافی از منابع به طور موثری کارساز خواهد بود.

The scarcity of conventional energy such as fossil fuels (which will lead to eventual depletion) and the ever-increasing demand for new energy sources have resulted in the world moving into an era of renewable energy (RE) and energy efficiency. The Malaysian oil palm industry has been one of the largest contributor of lignocellulosic biomass, with more than 90% of the country’s total biomass deriving from 5.4 million ha of oil palms. Recent concerns on accelerating replanting activity, improving oil extraction rate, expanding mill capacity, etc. are expected to further increase the total oil palm biomass availability in Malaysia. This situation has presented a huge opportunity for the utilization of oil palm biomass in various applications including RE. This paper characterizes the various forms of oil palm biomass for their important fuel and other physicochemical properties, and assesses this resource data in totality – concerning energy potential, the related biomass conversion technologies and possible combustion-related problems. Overall, oil palm biomass possesses huge potential as one of the largest alternative energy sources for commercial exploitation.

پتانسیل روغن پالم مالزیایی به‌عنوان یک سوخت زیستی و منبع انرژی تجدید پذیر

چکیده
کمبود انرژی‌های متعارف مانند سوخت‌های فسیلی (که با کاهش احتمالی مواجه است) و تقاضای روزافزون برای منابع انرژی جدید، جهان را در دوره‌ای جدید از انرژی‌های نو و بهره‌وری انرژی قرار داده است. صنعت روغن پالم یا نخل مالزی با بیش از تولید ۹۰ درصد از سوخت زیستی این کشور در بیش از ۵.۴ میلیون هکتار اراضی زیر کشت، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و فعالان سوخت‌ زیستی لیگنوسلولزی (مواد لیگنوسلولزی مجموعه‌ای از تمام گیاهان هستند که نویددهنده منبعی تجدید پذیر و وافر از کربن می‌باشند) می‌باشد. با توجه به علایق و توجهات اخیر و سرعت بخشیدن در کاشت مجدد، بهبود استخراج روغن و گسترش ظرفیت کارخانه‌ها، انتظار می‌رود که سوخت زیستی تولیدی از روغن پالم در مالزی افزایش یابد. این وضعیت فرصتی مناسب برای استفاده از روغن پالم به‌عنوان سوخت زیستی را در کاربردهای مختلف فراهم می‌کند. این مقاله انواع مختلف روغن پالم و خواص فیزیکی و شیمیایی هر یک را بیان می‌کند و داده‌ها و منابعی را به‌صورت جامع در مورد پتانسیل انرژی، تکنولوژی سوخت زیستی و مسائل مربوط به احتراق و مشکلات مربوطه را تعیین می‌کند. به‌طورکلی روغن پالم به‌عنوان یک سوخت زیستی یکی از بزرگ‌ترین منابع جایگزین برای مصارف تجاری است، که دارای پتانسیل بسیار بالایی می‌باشد.

This paper studies the development of renewable energy in China by examining the driving force of environment quality, regulation and employment on renewable energy generation. We adopt renewable energy as a metric for environment quality, and test the relationship between renewable energy and income using Environment Kuznets Curve (EKC) theories. The impact of employment on renewable energy is tested, and dummy variables are used to indicate when the regulation was in effect. The results show that there exists a quadratic relationship between renewable energy and income. But the results fail to provide that the renewable energy generation is a job creator when the lagged unemployment rate is included as an explaining variable. We consider the employment population, and the finding shows that the employment can promote the development of renewable energy. The regulation has significantly positive impacts on renewable energy. The interaction of income and employment show that along with the income increases, the impacts of employment on renewable energy decrease. Our findings are helpful for government to figure out the determinants for rising the renewable energy generation, and take efficient measures to promote its development.

نیروی محرک در افزایش استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر در چین : محیط زیست، مقررات و اشتغال

چکیده
این مقاله به مطالعه و تحقیق بر روی توسعه انرژی‌های نو در چین و عوامل موثر بر آن مانند محیط زیست، کیفیت، مقررات و اشتغال می‌پردازد. در این تحقیق انرژی‌های نو به عنوان معیاری برای کیفیت محیط زیست و آزمون رابطه بین انرژی‌های نو و درآمد با استفاده از نظریه منحنی کوزنتس (Kuznets Curve یا EKC تئوری می‌باشد که در آن فرایند رشد اقتصادی منجر به محدود کردن تخریب محیط زیست و در نهایت باعث ایجاد مراحل اولیه توسعه می‌شود) اتخاذ شده است. تاثیر اشتغال بر انرژی‌های تجدید پذیر مورد آزمایش قرار گرفته و متغیر‌های ساختگی استفاده ‌می‌شوند تا نشان دهند زمانی را که مقررات اثر بخش است. نتایج نشان می‌دهد که رابطه درجه دومی (quadratic) بین انرژی‌های تجدید پذیر و درآمد وجود دارد. اما نتایج در زمانی که نرخ بیکاری به عنوان متغیر است، نمی‌تواند انرژی‌های نو را به عنوان کارآفرین نشان دهد. اما با سنجیدن جمعیت شاغل، نتایج نشان می‌دهد که اشتغال می‌تواند برای توسعه انرژی‌های نو عامل ترقی باشد. آیین‌نامه‌ها و مقررات نیز به طور مشخص تاثیرات مثبتی بر انرژی‌های نو دارد. اثر متقابل درآمد و اشتغال نشان می‌دهد که همراه با افزایش درآمد، اثرات اشتغال بر انرژی‌های نو کاهش می‌یابد. یافته‌های ما برای دولت برای تشخیص عوامل تعیین کننده در افزایش تولید انرژی‌های تجدید پذیر و اقدامات کارآمد و موثر برای ترویج و توسعه آن، مفید هستند.

Abstract
Kazakhstan has considerable renewable energy potential, the development of which can provide significant environmental, economic and social benefits. The country’s national low carbon energy strategy aims to bring the share of renewables in electricity production to 50% by 2050. Despite the considerable renewable energy resource base, and ambitious deployment targets, the current contribution of non-hydro renewable energy to final electricity demand is less than one percent. Adoption of renewable energy technologies in a fossil fuel resource-rich country like Kazakhstan remains a big challenge but current low oil prices and a weakening economy may offer new opportunities. Deploying an Analytical Hierarchy Process methodology we identify the most significant barriers to uptake of renewable energy in the context of the electricity sector. The main factors preventing the penetration and scale-up of renewables include: a political and regulatory framework which supports and promotes a continued focus on fossil fuels, supported in part by regional geopolitics; a lack of awareness of sustainable alternative energy generation systems and a combination of social poverty and poor education in communities that are most likely to benefit from broadly distributed renewable technologies; market conditions driven by current electricity tariffs; inefficient but incumbent power technologies; and a high-risk business environment. Ranking barriers by importance will provide practitioners and regulators a mechanism to improve policies and incentivize renewable energy uptake in Kazakhstan and other resource-rich transition economies in Central Asia.

بالا رفتن درک استفاده از فناوری‌های انرژی تجدید پذیر در قزاقستان : محرک‌های سیاسی و موانع اقتصادی

چکیده
قزاقستان دارای پتانسیل بالا و قابل‌توجهی درزمینهٔ انرژی‌ها نو و تجدید پذیر است، به‌طوری‌که توسعه آن می‌تواند مزایای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی عمده‌ای را به همراه داشته باشد. استراتژی ملی این کشور در جهت کاهش کربن، سهم ۵۰ درصد از تولید برق توسط انرژی پاک را تا سال ۲۰۵۰ نشانه گرفته است. علی‌رغم منابع کارآمد و گسترش اهداف مناسب برای موفقیت روزافزون، سهم برق غیرآبی ایجادشده از انرژی‌های تجدید پذیر از نیاز برق کشور کمتر از ۱% است. قبول فنّاوری‌های انرژی‌های تجدید پذیر در کشوری غنی از سوخت‌های فسیلی مانند قزاقستان همچنان چالش بزرگی است، اما قیمت پایین نفت و اقتصاد رو به ضعف می‌تواند فرصت‌های جدیدی ایجاد کند. بر اساس یک روش تحلیل به‌صورت سلسله مراتبی، تشخیص دادیم که اکثر موانع مشخص‌شده برای بالا بردن استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر در بخش برق می‌باشد. عوامل اصلی جلوگیری کننده از گسترش و صنعتی شدن انرژی‌های تجدید پذیر عبارت‌اند از : چارچوبی سیاسی و همیشگی برای ادامه استفاده و تمرکز بر سوخت‌های فسیلی، عدم آگاهی از سیستم‌های تولید انرژی دیگر، فقر اجتماعی و نبود آموزش در جوامعی که ممکن است بیشترین بهره را از انرژی‌های نو داشته باشند، شرایط بازار ناشی از تعرفه برق در حال حاضر، فنّاوری برق ناکارآمد اما لازم و ریسک بالای تجارت درزمینهٔ محیط‌زیست. با رتبه‌بندی این موانع ازنظر اهمیت در این مقاله، سعی بر ایجاد مکانیسمی شده که بتوان با بهبود خط‌مشی‌های سیاسی و ایجاد مشوق‌های بسیار درک استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر در قزاقستان و آسیای مرکزی بالا برد.