نوشته‌ها

ایران رتبه دار فرسایش خاک در دنیا است!

فرسایش خاک

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست، عیسی کلانتری رییس سازمان حفاظت از محیط زیست ایران را رتبه دار فرسایش خاک در دنیا دانست و گفت: عمق فرسودگی خاک تا آن جاست که فرسایش‌ خاک یکی از موارد حساس فرا سرزمینی‌ است. حداقل ۳۰ سال به طول می‌انجامد تا یک سانتی متر از خاک کشور شکل گیرد و ما از جمله کشورهایی هستیم که در زمینه فرسایش‌ خاک در رده‌های بالا قرار داریم. سالانه حدود ۱۰ تا ۱۱ تن در هکتار(یعنی چیزی حدود ۶ دهم میلی متر در سال) فرسایش خاک داریم.
وی در ادامه گفت: به طور متوسط عمر فرسایش خاک در کشور ما حدود ۲۵ سال است، یعنی در هر متر مربع ۲۳۰ میلی‌متر فرسایش خاک داریم که انسان عامل اصلی فرسایش‌ خاک در کشور است.
نشست زمین باید رفع علت شود. رییس سازمان محیط زیست اظهار کرد: علت اصلی روند فرسایشی خاک، بر داشت بی رویه از آب های کشور است و خالی کردن سفره های زیر زمینی از آب قاتل خاک است. قطع درختان و چرای بیش از حد دام در کنار کشت نا صحیح و حفریات معادن موجب کاهش پوشش گیاهی و ضعف خاک می شود که عامل تسریع در فرسایش خاک است. برای جلوگیری از این اتفاق که کشور را تهدید می کند تنها راه پر کردن سفره های آب زیر زمینی و جلوگیری از برداشت های غیر مجاز از خاک و آب است.
وی با اشاره به اینکه بیش از ۱۶میلیارد متر مکعب برداشت غیر مجاز از آب های زیر زمینی انجام می شود گفت: ۸ونیم میلیارد متر مکعب برداشت اضافی چاه های دارای پروانه و ۷ونیم میلیارد کمتر مکعب برداشت چاههای غیر مجاز در سال گذشته بوده است که معادل بیش از ۱۰۰درصد استاندارد برداشت آب از سفره های زیرزمینی است. میزان استاندارد این برداشت در بهترین حالت حدود ۴۰ درصد است!
بخش عمده فرسایش خاک ناشی از عوامل انسانی و سوءاستفاده از منابع طبیعی و کشاورزی و دامپروری غیر اصولی است. سیاست های خودکفایی تولید گوشت و محصولات کشاورزی از جمله عوامل مهم این مشکل است. شاید خودکفایی در تولید گوشت برای وزارت جهاد کشاورزی افتخار باشد، اما هزینه های تخریب آن صدبرابر ارزش تولید آن است.
وی ادامه داد: ما در کار گروه مقابله با کم آبی که در دولت شروع شده از وزارت نیرو خواستیم که کشاورزی را کنترل کند. متاسفانه کشاورز برایش چند سال دیگر اهمیتی ندارد می خواهد همین امروز برداشت آب و محصول داشته باشد. وزارت کشاورزی هم موضعی بینابین دارد، هم نیاز به تولید دارد هم خودش را کمی نسبت به محیط زیست مسئول می داند. درحال حاضر دولت و حتی حکومت بین دوراهی هستند که محصول کشاورزی تولید کنند یا جلوی نشست زمین را بگیرند و معمولا هم در کشورما تصمیم های کوتاه مدت بر بلند مدت غلبه دارد.
کلانتری در پایان گفت: خودکفایی در محصولات غذایی به آب فشار وارد می کند و سیاست های بین المللی و تحریم ها در کنار هم باعث آسیب به محیط زیست شده است .برای نجات خاک هرچه زودتر باید جلوی برداشت بی رویه آب را گرفت.
زیرا فرسایش خاک کاهش باروری و حاصل خیزی زمین را در پی دارد که بر بحث تولید و کشاورزی نیز تاثیر گذار خواهد بود. همچنین زمانی که کیفیت خاک زمین کم میشود، توانایی اش برای نگهداری آب نیز کم شده وقوع سیل را به همراه دارد .

اثرات منفی آبگیری سد ایلیسو ترکیه بر منطقه

سد ایلیسو

سد ایلیسو یکی از بزرگ‌ترین سدهای طرح گاپ (GAP)، بر روی رود دجله در کشور ترکیه ساخته شده است جز ۱۵ سازه بزرگ دنیا و نمونه‌ای از ساخت مهندسی است. آبگیری سد ایلیسو در ترکیه و کاهش جریان آب ورودی به عراق دیدن نوک کوه یخ است. سدی که بر ورودی حوضه رودخانه دجله در ۴ کشور ترکیه، سوریه، عراق و ایران زده شده است و رگ‌های حیات تمدن بین‌النهرین را سد کرده است، سدی که پس از آبگیری، آورد ۲۱ میلیارد مترمکعب متوسط سالیانه رودخانه دجله برای عراق را محدود می‌کند و مستقیماً بر ۱۵ استان این کشور از جمله موصل و بغداد به‌صورت مستقیم تأثیر می‌گذارد. با وجود شرایط جغرافیایی حوضه دجله و دشواری اجرای پروژه‌های بزرگ نسبت به حوضه رودخانه فرات، ترکیه در سال‌های اخیر به برنامه‌ریزی برای بهره‌برداری از این رودخانه پرداخته و آبگیری سد ایلیسو تازه‌ترین اقدام ترکیه در این حوضه آبریز است.

بر اساس گزارش سینا پرس به گفته مجید دکامین، دانشجوی دکتری اکولوژی گیاهان زراعی سازمان حفاظت محیط زیست محتمل‌ترین اثر کاهش آب ورودی به عراق، از دست رفتن کشاورزی آسیب‌پذیر در عراق و افزایش بیابان‌زایی در این کشور است که اثرهای جانبی آن به مانند گذشته ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد. علاوه بر کشاورزی، عدم بازسازی خاک در بین‌النهرین و خشک شدن تالاب‌ها پیامد سد ایلیسو و سدهای دیگر در ترکیه است اما نگران‌کننده‌تر آن است که خشک شدن تالاب‌ها نه‌تنها ریزگردها را در ایران تشدید می‌کند، بلکه باید در آینده انتظار نمک‌گیر شدن مردم ایران از طریق ریزگردهای نمکی عراق باشیم. نمک‌هایی که ممکن است تعداد استان‌های تحت تاثیر را در ایران و عراق جمعا به ۳۰ استان برساند.
وی بیان کرده است: بر اساس نتایج مطالعه مشترک دانشگاه بصره و واترلو کانادا، نزدیک‌ترین پیامدهای مورد انتظار بعد از آبگیری سد ایلیسو افزایش شوری آب، پیشروی خلیج فارس در محل اروندرود (شط العرب) و کاهش آب ورودی به هور الحمار و هور مرکزی (به عنوان منشاهای خارجی ریزگردهایی که ایران را تحت تاثیر قرار می‌دهند) و انباشت حجم بسیار زیاد نمک و خشک شدن آن است.
وی عنوان کرده است: بر اساس نظر سازمان جهانی بهداشت زمانی که شوری از ۱۰۰۰ قسمت در میلیون (پی پی ام) بیشتر شود برای انسان غیرقابل‌مصرف می‌شود (شرایطی که در حال حاضر در بغداد برقرار است) و اگر این مقدار دو برابر شود، آب قابلیت استفاده در بخش کشاورزی را نخواهد داشت. قبلا آبی که وارد عراق می‌شد، دارای شوری ۲۷۵ پی پی ام بود و انتظار می‌رود در آینده این مقدار به ۵۵۰ پی پی ام برسد. این در حالی است که گزارش‌ها حکایت از شوری ۲۲۵۰ در برخی نقاط تالاب‌های عراق دارند. این شرایط نوید روزهای خوبی برای اکوسیستم‌ها، زمین‌های کشاورزی و همچنین سلامت مردم در غرب و جنوب کشور را نمی‌دهد. آبگیری این سد زنگ خطر را برای امنیت محیط ‌زیستی ایران به صدا درآورده است.
آب پدیده‌‏ای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، زیست‌محیطی و نظامی است که ثبات، امنیت و پایداری جامعه، نظام سیاسی، همبستگی ملی و پیوستگی سرزمینی کشورهای خاورمیانه را به مخاطره انداخته است، به‌گونه‌ای که نمی‌توان در قالب قوانین و قواعد موجود آن را مهار و هدایت کرد، باید گفت پدیده یادشده وارد حوزه امنیتی شده است. بدین معنا که این پدیده در افکار عمومی به عنوان تهدیدی نمود یافته است که رفع آن استفاده از هر‌گونه ابزار زور را برای کشورهای خاورمیانه توجیه و مشروع می‏نماید.
عدم وجود ساختارهای مناسب مدیریتی در بهره‌برداری مشترک و حکمرانی آب‌های فراسرزمینی، انفعال در برابر تحرکات منطقه‌ای کشورهای همسایه در زمینهی برداشت آب‌های سطحی و زیرزمینی، نبود موافقت‌نامه‌ها و معاهدات بین‌المللی فعال در زمینه آب‌های سطحی و زیرزمینی مرزی بین ایران و کشورهای همسایه، نشانگر عدم توجه ایران به این منبع حیاتی و اتخاذ رویکردهایی در جهت امنیت و منافع ملی بوده است. نبود یک نگاه جامع به اندرکنش‌های آب‌های سطحی و زیرزمینی در این مناطق سبب شده است تا اندک توافق‌های صورت گرفته نیز لازمه اجرایی نداشته باشند. در حال حاضر ایران با رویدادهای آب-سیاستی روبرو است که در چند سال گذشته مشارکت فعالی در رقم زدن آنها نداشته است و دیپلماسی فعالی در این زمینه از جانب ایران شکل نگرفته است (و اگر اقدام موقتی صورت گرفته است نتایج ملموسی در پی نداشته است).
در این رابطه عبدالله حاتمیان، عضضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس در گفت و گو با خبرگزاری خانه ملت، با اشاره به سد سازی های کشور ترکیه بر روی رودهای دجله و فرات و تاثیرت این پروژه بر محیط زیست ایران گفت: ما متاسفانه در جغرافیا و اقلیم بد و در کنار همسایگان بدی قرار گرفته ایم. امروز علاوه بر مشکلات سیاسی و نظامی مانند داعش که در دو کشور عراق و سوریه برای ما به وجود آمد، مشکلات زیست محیطی نیز از کشورهای همسایه گریبان گیر ما شده است. اما برعکس ما که هزینه متحمل شده، کشور ترکیه از وضعیت بحرانی عراق و سوریه با سوء استفاده بهره برداری می کند.
وی گفت: یکی از سوء استفاده های این کشور از اوضاع منطقه، ساخت سد آتاترک بر روی رود فرات و سد ایلیسو بر روی رود دجله است، سدی که بیش از ۴۰ میلیارد متر مکعب ظرفیت آبگیری و یا سد آتاترک که بیش از۶۰۰ سد ایران ظرفیت آبگیری دارد. ترکیه با این پروژه عظیم به دنبال سیاست آب در مقابل نفت، آب در مقابل امنیت و در نهایت آب در مقابل همه چیز است.
وی تاکید کرد: با آب گیری سد آتاترک در سال ۱۹۹۲ مساحت زیادی از زمین های کشاورزی و دشت های کشور عراق خشک و تبدیل به کانون و منبع ریزگردهای ایران شد. امسال نیز با اتمام سد ایلسو بر روی دجله ۶۵۰ تا ۱ میلیون هکتار دیگر از اراضی کشور عراق خشک خواهد شد و با ازبین رفتن امکان زندگی در این مناطق، مردم عراق به سوی ایران هجوم خواهد آورد، از طرف دیگر، ورودی آب به تالاب هورالعظیم در قسمت عراق و ایران تقریباً به صفر خواهد رسید. هر چه قدر میزان رطوبت هورالعظیم کم تر شود میزان ریزگردها بیشتر می شود و این ریزگردها به گونه های گیاهی منطقه و محصولات کشاورزی آسیب خواهد زد و از این جنبه باعث خسارت خواهد شد.
حاتمیان افزود: نزدیک پانصد هزار هکتار، اراضی هورالعظیم است که قسمت ایران در حال حاضر خشک شده است و با آبگیری ایلسو قسمت عراق نیز به صورت کامل خشک خواهد شد و زندگی در ۲۳ استان ما غیر ممکن می شود و مردم این مناطق مجبور به مهاجرت به مناطق مرکزی و شمالی کشور می شوند. به همین دلیل با اب گیری این سد در ترکیه وضعیت بسیار بسیار نگران کننده تر خواهد شد.
لازم است در زمینه آب دیپلماسی مختص به آن بین کشورهای منطقه شکل گیرد و موضوع آب باید در یک نگاه کلان‌تر و نگرش جامع‌تر و فراتر از مرزهای سرزمینی، مورد توجه سیاستمداران کشور و نیز دیگر کشورهای منطقه قرار گرفته و به‌صورت جدی به عنوان بهانه‌ای برای افزایش همکاری‌ها مد نظر قرار گیرد. از این رو، لازم است که به منظور تأمین امنیت و رفاه مردم ایران، استراتژی‌های روابط بین‌الملل همه کشورهای منطقه نیز در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جهت افزایش همکاری‌های اقتصادی و بر مبنای قابلیت‌ها، ارزش‌ها و ویژگی‌های هیدروپلیتیکی و شاخص‌های تأمین انرژی و غذا و با محوریت توسعه اقتصادی پایدار و حفاظت از محیط ‌زیست در منطقه و کشور بازطراحی و به جدیت پی ‌ریزی و اقدام شود.

ایران در چند قدمی پیوستن به تواق پاریس

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی محیط زیست، عیسی کلانتری معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اذعان کرد: توافق نامه پاریس پس از تصویب اولیه دولت و مجلس، در شورای نگهبان با اشکالاتی مواجه شد که هم اکنون در حال اصلاح این اشکالات برای تصویب نهایی است. وی تصریح کرد : به رغم شرایط بسیار پیچیده و دشوار زیست محیطی کشور از جمله کاهش معنادار بارندگی، افزایش دما، خشک شدن تعداد قابل ملاحظه ای از تالاب ها و نیز اعمال شرایط ناعادلانه تحریم ها، همچنان دولت، سهم قابل ملاحظه ای از اعتبارات خود برای حفظ و ارتقاء شرایط محیط زیست کشور هزینه می نماید. کلانتری ابراز امیدواری کرد که با تشکیل کمیته سه جانبه سازمان حفاظت محیط زیست، کمیسیونرهای تغییرات اقلیم و انرژی و محیط زیست اتحادیه اروپا، گام های اجرایی مهمی برای رفع چالش های زیست محیطی ایران برداشته شود.

پیمان پاریس یک توافقنامه بین المللی در ارتباط با کاهش تولید گازهای گلخانه ای در جهان می باشد که به عنوان انگیزه‌ و نیروی محرک برای حذف سرمایه‌گذاری در حوزه سوخت‌های فسیلی و اولین پیمان جامع اقلیمی در جهان به شمار می‌رود. این پیمان تا سال ۲۰۳۰ اجرایی خواهد شد و برنامه مشارکت ملی جمهوری اسلامی ایران (INDC) برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای شامل دو بخش ۴ درصد غیر مشروط و ۸ درصد مشروط به لغو تحریم‌ها است.

۸ درصد آب‌های زیرزمینی و مصرفی در دنیا را در ایران مصرف می‌کنیم/ ۲ دهه تا مرگ آب‌های زیرزمینی

روزنامه اعتماد نوشت: آنچه در مقاله اخیر نشریه نیچر مورد اشاره قرار گرفته است، ‌مصرف بی‌رویه منابع آب زیرزمینی توسط کشورهایی چون ایالات متحده امریکا، مکزیک، ‌چین، ‌هند و ایران است.

افت شدید سفره‌های آب زیرزمینی در دشت‌های مختلف این کشورها و استفاده از آن برای به عمل آوردن محصولات کشاورزی، ‌بحثی است که از نگاه کارشناسان باید مورد توجه جدی قرار گیرد. محصولاتی که از سوی این کشورها به کشورهای دیگر صادر می‌شود، ‌مفهومی به عنوان آب مجازی را به میان می‌آورد؛ مفهومی که در محصولات مستتر است و ارزشی دوچندان به محصول تولیدشده می‌دهد.

محصولاتی چون گندم، ‌برنج، ‌ذرت، ‌پنبه و ‌نیشکر ازجمله محصولاتی است که در این چند کشوری که مصرف‌کننده‌های اصلی آب زیرزمینی جهانند، ‌بیشترین تولید و صادرات و واردات را دارند. شاید اگر کشورها به تناسب ظرفیت آبی مناطق‌شان و اقلیم خود دست به کشت محصولات می‌زدند، ‌امروز با بحران از دست رفتن آب‌های زیرزمینی مواجه نبودیم. دکتر مسعود تجریشی، ‌مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه در گفت‌وگو با «اعتماد» از مشکلاتی که به واسطه مصرف بی‌رویه منابع آبی زیرزمینی برای کشور ایجاد شده و خواهد شد، ‌سخن می‌گوید؛ مشکلاتی که اگر با همین رویه پیش برویم، ‌دو چندان خواهد شد و اثری از سفره‌های آب زیرزمینی که سال‌ها و قرن‌ها طول کشیده بود تا تشکیل شوند، ‌باقی نماند.

بحران در زیرزمین دشت‌هایمان، آنجا که سفره‌های آب زیرزمینی تشکیل شده بود، ‌شدت گرفته است. اوضاع مصرف در کشور به گونه‌ای است که تیتر مقالات و گزارش‌های خبری می‌شویم. چقدر از عمر این آبخوان‌ها باقی مانده است؟

مسئله‌ای که به آن اشاره کردید را می‌توان در ۴ بخش بررسی کرد؛ بخش اول نحوه استفاده از منابع است. آن چیزی که امروزه در دنیا با توجه به چالش آب که یک چالش جهانی است و به آن رسیدند، این است که باید یک سقفی در برداشت‌ها گذاشته شود. مثلاً وقتی از آب‌های سطحی صحبت می‌کنیم، باید سقفی داشته باشد که چه مقدار از این آب‌های تجدید پذیر را می‌توانیم ‌برداریم. آنچه در حال حاضر در دنیا دیده می‌شود، برداشت ۴٠ تا ۴۵ درصدی است. دیگر اینکه چگونه می‌توانیم آب باقیمانده را که سهم محیط‌زیست است، در رودخانه‌ها سهمی برایش قائل شویم و مطمئن شویم اکوسیستم آبی هم سهمی برای خودش دارد. متأسفانه این را عمل نمی‌کنیم. با وجود اینکه در منطقه خشکی هستیم که نوسانات اقلیمی می‌تواند در آن مسئله‌ساز باشد توجهی به این مسئله نمی‌کنیم. وقتی ارومیه را نگاه می‌کنیم، میزان بارش امسال نسبت به سال گذشته ٢٧ درصد کم شده. ما حتماً باید چیزی را جایی ذخیره داشته باشیم تا بتوانیم مصرف پایداری را برای حوضه آبریز داشته باشیم. مهندس چیت‌چیان، وزیر نیرو یک سال ‌و ‌نیم پیش در بحث آب‌های سطحی ابلاغیه‌ای را گذاشتند که سهم آب سطحی و اکوسیستم‌های آبی را مشخص می‌کرد. مثلاً درباره ارومیه؛ ٢۶٠٠ میلیون مترمکعب سهم دریاچه است که رودخانه‌های منتهی به دریاچه باید این سهم را در نظر بگیرند. ما آب سطحی را می‌بینیم که قابلیت اندازه‌گیری هم دارد، اما موقعی که به آب زیرزمینی می‌رسیم، از دیده پنهان است. از زیر زمین چیزی را می‌کشیم بالا می‌آوریم. آبی که ممکن است در بعضی از مناطق سال‌ها طول کشیده تا تشکیل شود آنچه خطرناک است آن چیزی است که زیر زمین وجود دارد و هزاران سال طول کشیده تا ایجاد شود و قرار است برای نسل‌های آینده هم به جا بماند.

میزان مصرف این آب‌ها در کشور ما و دنیا به چه شکل است؟

متأسفانه مصرف آب زیرزمینی ما یک روند رو به رشدی دارد، ما الآن تقریباً ٨ درصد آب‌های زیرزمینی که در دنیا دارد مصرف می‌شود را در کشور مصرف می‌کنیم. اگر این روند به همین شکل پیش برود، چیزی از آنچه طی این سال‌ها شکل گرفته بود، باقی نمی‌ماند. کشورهای دیگر دنیا به این سمت می‌روند که این مسئله را کنترل کنند؛ در غرب امریکا، کالیفرنیا که قانونی در سقف برداشت آب زیرزمینی نداشته، دارند سقف می‌گذارند. پیش‌بینی شده تا سال ٢٠٢۵ حدود ٢٠ درصد آب زیرزمینی دنیا را ما مصرف می‌کنیم. کشورهای دیگر دارند می‌روند به سمت مصرف کمتر، ما برای اینکه محصولات کشاورزی بیشتری تولید کنیم و کشاورزی‌مان را گسترش دهیم، داریم می‌رویم به سمت مصرف بیشتر آب زیرزمینی.

در صورت افت آب‌های زیرزمینی چه اتفاقی برای اکوسیستم می‌افتد؟

اگر ما از آب‌های شیرینمان استفاده کنیم، تراز آب شیرین پایین می‌رود و آب شور جایگزینش می‌شود، همچنین آب شیرین باقیمانده هم غیرقابل استفاده می‌شود و شور می‌شود. نکته دوم اینکه این محیط متخلخل فضای سفره مثل اسفنج می‌ماند، فضای خالی از آب تحت تأثیر فشاری که ستون خاک وارد می‌کند، قرار می‌گیرد و این باعث فشرده شدنش می‌شود و آب جدید نمی‌تواند جایگزین آب قبلی شود. به این وسیله آب‌های تجدید پذیر زیرزمینی‌مان را غیرقابل تجدید پذیر می‌کنیم و باعث می‌شویم که یک ‌بار مصرف شوند و دیگر نمی‌توانیم از آن استفاده کنیم این یعنی حقوق نسل‌های آینده را با خودخواهی خودمان زیر پا گذاشته‌ایم. حالا طبیعت چگونه به این کار پاسخ می‌دهد؟ یکی از عوارض آن، نشست زمین است. برخی از این قطارها که از ریل خارج می‌شوند به نشست زمین برمی‌گردد. فضای خالی از آب پر نشده زمین نشست می‌کند. در خیلی از مناطق، تأسیسات زیربنایی داریم، پمپ داریم، ساختمان داریم. زمین که نشست می‌کند، مجبور می‌شویم زیرسازی‌ها و ساختمان‌ها را دوباره تقویت کنیم و این یعنی هزینه مضاعف. از طرفی به لحاظ اقتصادی مجبور می‌شویم آب را از لایه‌های عمیق‌تر خاک بالا بیاوریم. اگر به سمت کرج و شهریار بروید، بسیاری از تأسیسات و کارخانه‌های صنعتی، مقنی‌هایی دارند که کارشان کف‌شکنی است، این کار نیازمند صرف انرژی بیشتری هم هست. وقتی آب زیرزمینی را از بین ببریم، پوشش گیاهی را از بین ببریم، باعث می‌شود سیلاب بیاید و خرابی به بار آید. اقلیم‌هایمان به سمت گرم‌تر شدن می‌رود، اکوسیستم را، اقتصاد را به هم می‌زنیم و خسارت‌های زیادی را به بار می‌آوریم. این پدیده کاملاً شناخته شده و شرایط پایدار وغیرقابل برگشتی را ایجاد می‌کند. نکته بعدی این است که از این آب‌های زیرزمینی که متعلق به نسل‌های بعدی هم هست، برداشت می‌کنیم و با آن گندم و هندوانه می‌کاریم و بعضی از آن‌ها را صادر می‌کنیم. ما در واقع چیزی را داریم صادر می‌کنیم که غیرقابل برگشت است. نفت را می‌توان خرید یا از انرژی خورشیدی استفاده کرد، اما بعضی از محصولاتمان را می‌کاریم که از آبی استفاده کرده‌ایم که غیرقابل برگشتند. بسیاری از کشورهای دنیا از آب سبز یا کشت دیم استفاده می‌کنند برای کاشت غلات. در واقع از آب باران بهره می‌برند و باعث نمی‌شوند منابع آب زیرزمینی را برای صادر کردن محصولات تخلیه کنند. ما از الگویی داریم تبعیت می‌کنیم که نه تنها پایدار نیست، بلکه باعث می‌شود تمدن و سکنی را در این سرزمین به خطر بیندازیم. بسیاری از تمدن‌ها در فلات ما قرار دارند که این فلات هم عمدتاً روی آب‌های زیرزمینی واقع شده‌اند.

محصولاتی چون برنج، گندم و نیشکر چقدر تأثیر دارد؟

مصوب شد که جز در مناطق شمال کشور جایی کسی نباید برنج بکارد، ‌البته این مصوب وزارت نیرو بود که مجوز ندهد، ولی هنوز مناطقی هستند که در گزارش‌ها می‌بینیم که برنج می‌کارند. من خودم هم دیدم در اصفهان و شیراز هنوز دارند برنج می‌کارند. این نظارت‌هایمان را باید جدی‌تر داشته باشیم. باید سقفی برای برداشت آبمان بگذاریم. مطمئناً بعضی از محصولاتی را که مصرف آبشان بسیار زیاد است مجبور می‌شویم حذف یا جایگزین کنیم و برویم به سمت محصولات کم آب‌بر. مثلاً برای چغندرقند در آذربایجان مصوبه گرفتیم که به اندازه کارخانه‌هایی که داریم کشت شود. چون چغندر را می‌کاشتند، هزار کیلومتر تا اصفهان و مشهد می‌بردند. ارزش اقتصادی این ٣٠٠ هزار تن شکری که تولید می‌شود ١٨ میلیون دلار است، اما ٢٠ میلیون خرج بنزین و استهلاک ماشین می‌کردیم که این ٣٠٠ هزار تن را انتقال دهیم. کار کاملاً غیراقتصادی است. وقتی نسبت به توسعه نگاه نمی‌کنیم چه مزیت‌هایی داریم و نسبت به مزیت‌هایی که اقلیم، اکولوژی و توان آبدهی منطقه دیکته می‌کند، پیش نمی‌رویم به این وضعیت می‌رسیم؛ وضعیتی کاملاً ناپایدار. ممکن است در محصولی یا گیاه دارویی مزیت بالایی داشته باشیم که در منطقه خشک عمل بیاید و آب کمی مصرف کند و حتی بتوانیم صادر کنیم، اما از آن سو می‌توانیم برنج و چغندر را که مصرف آبشان بالاست، وارد کنیم. خودکفایی را می‌توانیم به خوداتکایی معنی کنیم، ‌یعنی هر زمان کسی بخواهد ما را تحریم کند، ما بتوانیم غذای کشور ا تأمین کنیم، اما قرار نیست در محصولاتی سرمایه‌گذاری کنیم که مزیتی ندارند، این با عقل و منطق هم جور درنمی‌آید. باید مطمئناً برگردیم روی یکسری محصولات سرمایه‌گذاری کنیم که به اقلیم مناطقمان نزدیک باشد. می‌توانیم در مناطق دیم، روی محصولاتی چون توتون و نخود حساب کنیم. می‌توانیم با سرمایه‌گذاری، انتقال دانش، آموزش کشاورزان، استفاده از بذرهای مناسب، روی آوردن به محصولات کم‌ آب‌بر و استفاده از آب باران، ‌هم محصولات خوبی تولید کنیم و هم جلوی از بین رفتن منابع آبی زیرزمینی‌مان را بگیریم. مجبور نیستیم صفر و یک نگاه کنیم، می‌توانیم با توجه به هر دشت و هر حوضه آبریزمان و بررسی مزیت‌هایی که دارند و اینکه چقدر آب دارند و نسبت به نیاز اکوسیستم منطقه، ‌آب کنار بگذاریم. بر این اساس می‌توانیم به اقتصادی قوی برسیم و به ثروت ملی کمک کنیم. نه اینکه مثل ارومیه شود که در ازای هر مترمکعب آب مصرفی در دو سه دهه اخیر، تنها ١٨ تا ٢٠ سنت به اقتصاد ملی کمک کرده‌ایم. کشورهای همسایه چون سوریه قبل از درگیری‌هایش با به‌کارگیری بسیاری از تکنولوژی‌ها، روی ۵٠ سنت بودند. کشورهایی داریم که بالای ۵/٢ دلارند؛ یعنی ١٠ برابر ما هستند. راه‌های بسیار زیادی برای رسیدن به این نقطه وجود دارد. این روشی که ما با آن جلو می‌رویم نه به اقتصاد ملی کمک می‌کند، نه باعث می‌شود تولیداتمان ارزش افزوده‌ای پیدا کند که بازار جهانی را بگیریم.

در حال حاضر عدد مصرف ما در آب زیرزمینی چیست؟

مقدار برداشت آب زیرزمینی‌مان حدود ١۶ میلیارد مترمکعب بیش از مقداری است که آبخوان‌هایمان تغذیه می‌شود؛ این یعنی داریم منفی حرکت می‌کنیم. بر اساس اعدادی که وزارت نیرو اعلام می‌کند، حداکثر داریم از یک ذخیره ٢٠٠ میلیارد مترمکعبی صحبت می‌کنیم که تقریباً نیمی از آن را در دو دهه اخیر مصرف کرده‌ایم. در حوضه دریاچه ارومیه، دشت شبستر است که بیلان منفی دارد. در برخی دشت‌هایمان از ۵ تا ١٠ سال آینده به خاطر افت شدید آب زیرزمینی کسی نمی‌تواند در آن‌ها زندگی کند چون آب سطحی که نداشتند، همه آب زیرزمینی را هم دارند مصرف می‌کنند. مطمئناً این روش، روشی پایدار نیست. این‌ها چیزی نیست که همه فقط راجع به آن صحبت کنند، این یک بحران واقعی است. در بعضی از این مناطق از عمق‌های بسیار زیاد آب به سطح زمین می‌آورند، در واقع به شکلی رقابت شده. هر وقت آب کم می‌آورند، کف‌شکنی می‌کنند. اگر همین‌طور پیش برویم، بقیه صد میلیارد مترمکعب را هم مصرف می‌کنیم. در همین نسل موجود می‌توانیم به این عدد برسیم و به جایی برسیم که دیگر آبی باقی نماند. ما از ۶٠٠ دشتی که داریم، ٣٠٠ تایش آب شیرین است، از میان آب شیرین‌ها، ٨٠ درصد را ممنوعه کرده‌ایم، این‌ها منفی در منفی هستند، وضعیت مطلوبی نداریم. این چیزی است که هیچ‌وقت حاکمیت و دولت‌ها متوجه نمی‌شوند، چون زیرزمین است. موقعی می‌فهمند که تمام شده.

آنچه به عنوان راه‌حل فوری بتوان برای دور شدن از این بحران اندیشید چه می‌تواند باشد؟

باید وزارت نیرو برنامه‌ای ارائه کند، تأمین منابع شود تا همه این‌ها منجر به گسترش کشت آبی‌مان نشود. به کمک ماهواره، مردم، آموزش، ترویج سرمایه‌گذاری اقتصادی- علمی به این جمع‌بندی برسیم که یک مسئله داریم که باید همه واردش شویم. بعضی از دشت‌هایمان دارند ٣٠ تا ۴٠ سانت سالانه افت می‌کنند. دشت چناران در مشهد سالی چند متر افت دارد، فقط برای اینکه آب مشهد را تأمین کنیم. خب این بالاخره یک تهی دارد دیگر، روزی تمام می‌شود. یکسری دشت‌ها و تمدن‌ها داریم که وابسته به این آب‌ها هستند، اگر این‌ها را جدی نگیریم، باید جابه‌جایی‌های جدی جمعیت را قبول کنیم. این دیگر تنها بحث آب مجازی نیست، هرچه درآمد داریم باید خرج واردات غذا کنیم. الآن هم دیر است. دولت‌ها باید بیایند، مردم باید آگاه شوند. با این وضع برای نوه‌هایمان چیزی باقی نمی‌گذاریم.

تولید ۸.۴ درصدی دی‌اکسید کربن از سوی ایران در طول ۱۱ سال

رئیس گروه محیط زیست مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ایران در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ به طور متوسط ۸.۴ درصد دی‌اکسید کربن تولید کرده است، گفت: عمل‌کردن به معاهدات بین‌المللی بسیار مهم است؛ چرا که عدم تعهد به این معاهدات جریمه‌های سنگینی را به دنبال دارد.
دکتر محمدرضا تابش در سمینار «تجارت کم‌کربن با تأکید بر ضرورت استفاده از فناوری‌های نوین در توسعه پایدار» با بیان اینکه در حال حاضر افکار عمومی نسبت به مسائل زیست محیطی حساس شده است، افزود: ایران متعهد شده است که ۴ درصد از گازهای گلخانه‌ای را تا سال ۲۰۳۰ کاهش دهد و این موضوع نیز ۳ هفته قبل در مجلس به تصویب رسیده، ولی تاکنون برنامه‌ریزی که بخشی از این برنامه‌ریزی باید به قانون تبدیل شود، ارائه نشده است.
وی با تأکید بر ضرورت تدوین لایحه‌ای در این زمینه از سوی دولت و ارائه آن به مجلس، اظهار کرد: در اروپا اجرای تعهدات به سهولت انجام می‌گیرد، چون میزان کارایی انرژی آن‌ها به ویژه در بخش ساخت و ساز بالا است؛ ولی در ایران پایبندی به این تعهدات سهل و راحت نخواهد بود
تابش، دستیابی به تجارت کم‌کربن را مستلزم به‌کارگیری و توسعه فنّاوری‌های نوین و استفاده از مکانیزم‌های پاک دانست و ادامه داد: بر اساس پروتکل کیوتو قرار بود ایران تا سال ۲۰۱۵ مکانیزم توسعه پاک را ایجاد کند و قرار است ایران تا سال ۲۰۳۰ به میزان ۴ درصد از گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهد
وی اقتصاد ایران را مبتنی بر اقتصاد «پرکربن» توصیف کرد و یادآور شد: یکی از پایه‌های اصلی گازهای گلخانه‌ای دی‌اکسید کربن (CO2) است و بر اساس برآوردهای سازمان محیط زیست، ایران در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ به طور متوسط ۸.۴ درصد دی‌اکسید کربن تولید کرده است؛ بر این اساس پیوستن ایران به معاهدات بین‌المللی مهم نیست، بلکه عمل به تعهدات بسیار مهم‌تر است؛ چراکه عدم تعهد به معاهدات جریمه‌های سنگینی را به دنبال دارد.
رئیس گروه محیط زیست مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ایران رتبه بالایی در تولید دی‌اکسید کربن و گازهای گلخانه‌ای دارد، خاطرنشان کرد: در حالی که قانون و زیرساخت‌ها از جمله بسترهای لازم برای کاهش تولید دی‌اکسید کربن و گازهای گلخانه‌ای است؛ ولی در حال حاضر قانونی برای آن نداریم.
وی با تأکید بر اینکه مبارزه با تغییر اقلیم و کاهش گازهای گلخانه‌ای نیاز به اقتصاد «کم‌کربن» دارد، اضافه کرد: ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، ابلاغ سیاست‌های الگوی مصرف و ابلاغ سیاست‌های محیط زیست از ارکان اصلی حرکت به سمت اقتصاد کم‌کربن است، ضمن آنکه باید نسبت به آموزش مردم و متولیان، بهینه‌سازی سوخت، استانداردسازی و ارتقای کیفیت سوخت اقدام شود.
تابش به نمونه‌های حمایت قانونی از کاهش گازهای گلخانه‌ای در کشور اشاره کرد و گفت: در قانون بودجه سال گذشته تصویب کردیم که اگر فردی در مصرف سوخت صرفه‌جویی کند، به میزان صرفه‌جویی فرآورده‌های نفتی دریافت خواهد کرد، ولی مکانیزم آن اجرایی نشد.
رئیس گروه محیط زیست مجلس شورای اسلامی اصلاح فرآیندهای تولید در صنایع انرژی‌بر و جایگزینی انرژی‌های تجدیدپذیر با سوخت فسیلی را از جمله راهکارهای مناسب برای کاهش گازهای گلخانه‌ای نام برد و اظهار کرد: توسعه پوشش‌های گیاهی، افزایش راندمان نیروگاه‌ها و اجرای پروژه «تثبیت کربن» از دیگر راهکارهایی است که در این زمینه پیشنهاد می‌شود.
تابش در ادامه به بخش‌هایی از سیاست‌های کلی مصوب محیط زیست در گروه محیط زیست مجلس اشاره کرد و ادامه داد: در این سیاست‌ها بر تأمین سرمایه برای انجام امور تحقیقاتی و تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان تأکید شده است و علاوه بر آن دولت نسبت به مبارزه با بحران آب و افزایش سطح عملکرد در واحد سطح، با اولویت محصولات دارای ارزش نسبی و صادراتی و «کم آب‌بر» موظف شده است.
وی توسعه روش‌های آبیاری نوین و توسعه آب‌بندها به میزان ۶۰۰ هزار هکتار در سال را از دیگر بندهای این سیاست‌ها نام برد و گفت: برای این موضوع ۸۵ درصد اعتبارات مورد نیاز به صورت کمک بلاعوض از سوی دولت پرداخت خواهد شد.
تابش، افزایش راندمان نیروگاه‌ها را تا ۶۰ درصد از دیگر بندهای این سیاست‌ها دانست. به گفته وی در حال حاضر میزان راندمان نیروگاه‌های کشور ۳۰ درصد است و این سیاست‌ها پس از تصویب نهایی اعلام خواهد شد.

ضرورت ارائه آموزش‌های زیست محیطی به کودکان

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران گفت: دانش آموزان امروز، سفیران فردای ما هستند و اگر بتوانیم آموزش‌های زیست محیطی را به کودکان به درستی و در زمان مناسب بیاموزیم در آینده موفق خواهیم بود.
به نقل از سایت اطلاع‌رسانی محیط زیست استان تهران، تفاهم‌نامۀ الگوی بهینه و اصلاح رفتار مصرف‌کنندگان با حضور اداره کل محیط زیست استان تهران، سازمان انرژی‌های نوی ایران، سازمان بهره‌وری انرژی ایران، سازمان آب و فاضلاب استان تهران، مؤسسۀ علمی-کاربردی صنعت آب و برق، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان تهران، انجمن حمایت از انرژی‌های تجدید پذیر ایران، دبیرخانۀ کودک و انرژی اداره کل آموزش و پرورش شهرستان‌های استان تهران، امضاء شد.
ناصر مهردادی در این مراسم با اشاره به اهمیت اصلاح الگوی مصرف و تأثیر آن در حوزه محیط زیست گفت: آنچه که ضرورت دارد این موضوع است که با همکاری همه مدیران و کارشناسان دستگاه بتوانیم تفاهم‌نامۀ منعقده را به مرحلۀ عملیاتی برسانیم.
وی با اشاره به سند تفاهم‌نامۀ منعقد شده بین سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت آموزش و پرورش و وزارت نیرو در شهریور ماه سال جاری، افزود: در بحث محیط زیست، با ۳ موضوع محیط زیست انسانی مشتمل بر مسائل آلودگی‌های آب، خاک، هوا و صوت و نیز انرژی‌های نو، محیط زیست طبیعی شامل مناطق چهارگانه، تنوع زیستی، رودخانه‌ها و تالاب‌ها و در موضوع سوم با بحث آموزش و فرهنگ‌سازی روبرو هستیم.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران با بیان اینکه در بحث آموزش به نوعی به فراگیران و نحوۀ فرهنگ‌سازی، توانمندسازی و مشارکت مردمی و سرمایه‌های انسانی می‌پردازیم، اظهار داشت: بهترین کانون که می‌بایست به آن توجه شود، آموزش و پرورش است؛ دانش آموزان امروز، سفیران فردای ما هستند و اگر بتوانیم آموزش‌های زیست محیطی را به کودکان به درستی و در زمان مناسب بیاموزیم در آینده موفق خواهیم بود.
وی ادامه داد: اگر امروز تا حدودی در بحث تنویر افکار عمومی موفق شده‌ایم، نتیجۀ چنین تلاش ها و تعاملات بوده است ولی همچنان جای کار زیادی باقی مانده است.
مهردادی پیشنهاد کرد: هر دستگاه امضا کنندۀ این تفاهم‌نامه یک نفر را به عنوان مسئول پیگیری معرفی کند و جلسات مشترک مرتبط با موضوع تفاهم‌نامه تشکیل و نتایج به سمع و نظر مدیران کل دستگاه‌ها رسانده شود.
با توجه به اهمیت موضوعات مدیریت مصرف انرژی‌های گوناگون، شامل انرژی‌های فسیلی، انرژی‌های تجدید پذیر، انرژی برق، آب و محیط زیست و ایجاد و گسترش زمینۀ همکاری‌های چند جانبه در بخش ارائۀ خدمات آموزشی، پژوهشی و حمایتی سازمان های مذکور و بهره‌گیری بهینه از امکانات و توانایی‌های موجود به منظور تحقق اهداف مشترک، این تفاهم‌نامه تنظیم و مورد توافق چند جانبه قرار گرفت.

جبران کم آبی و استحصال آب‌های ژرف یا فسیلی

ایران کشوری استثنایی در زمینه داشتن منابع آبی به ویژه منابع آبی ژرف است که به گفته برخی کارشناسان اگر استحصال آب‌های ژرف طبق پژوهش‌های دقیق، جانمایی درست و تأکید بر اثبات تجدید پذیر بودن صورت گیرد، در شرایط کمبود شدید آب شرب بلامانع است.
ایران کشوری خشک و نیمه‌خشک است اما با توجه به موقعیت جغرافیایی، دارای چهار اقلیم و فصول چهارگانه است که این مسئله این کشور را استثنایی کرده است. همچنین تنوع گیاهی و جانوری، وجود کوه‌های سر به فلک کشیده، بیابان‌های داغ و سوزان، فصل‌های گرم و سرد هم‌زمان با هم، نعمتی است که این کشور را به بهشتی زیبا تبدیل کرده است.
اما چند سالی است این بهشت دچار کم‌ آبی شده و در واقع زنگ خطر برداشت بی‌رویه منابع آبی آن به صدا درآمده است؛ بسیاری از تالاب‌ها و رودخانه‌ها خشک شده‌اند که ادامه این روند بسیار خطرناک خواهد بود و به اعتقاد برخی کارشناسان تا چند سال آینده برای تأمین آب شرب هم با مشکل مواجه می‌شویم هرچند در حال حاضر نیز بسیاری از شهرها با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند.
بر این اساس چندی پیش قائم‌مقام وزارت نیرو که دستگاه متولی تأمین آب کشور است اعلام کرد که این وزارتخانه در حال پیگیری و بررسی منابع آبی به عنوان ‘ آب‌های ژرف’ در کشور در قالب طرح احیا و تعادل بخشی آب‌های زیرزمینی است.
حال این سؤال پیش می‌آید که منظور وزارت نیرو آب‌های ژرف است یا آب‌های فسیلی، زیرا دو نوع منبع آبی در این راستا در کشور وجود دارد یکی آب‌های فسیلی در عمق هزار تا دو هزار متری است که تجدید پذیر نیست و دیگری آب‌های ژرف که در عمق ۸۰۰ متری و تجدید پذیر است؛ این درحالی است که وزارت نیرو اعلام کرد آب‌های در عمق دو هزار متری را بررسی می‌کند و اعتبار ۲۰۰ میلیارد ریالی نیز برای مطالعه آن پیش‌بینی کرده است.
محمد درویش مسئول گروه اقتصادی اجتماعی در بخش تحقیقات بیابان در این باره گفت: یک پارامتر در حوزه دانش آب‌شناسی وجود دارد که به عنوان آب‌های فسیلی است که در طول میلیون‌ها سال در لایه‌های زیرین زمین‌شناسی و در عمق هزار تا دو هزار متری وجود دارد و به هیچ عنوان تجدید پذیر نیستند.
وی تأکید کرد: اعتقاد بیشتر کارشناسان آب این است تا جایی که امکان دارد آب‌های فسیلی برداشت نشود زیرا ممکن است برداشت آن موجب افزایش زمین‌لغزش‌ها و ناپایداری‌ها در سطح زمین و بروز مشکلات غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل جبران شود.
عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع ادامه داد: اما در برخی کشورها مانند ایران علاوه بر آب‌های فسیلی نوع دیگری نیز وجود دارد که به آب‌های ژرف معروف است و تا عمق ۸۰۰ متری وجود دارد و تجدید پذیر است.
وی گفت: این آب‌ها معمولاً در سرزمین‌هایی که گسل‌های فراوان و تشکیلات زمین‌شناسی جوان مانند ایران دارد که در معبر چندین گسل مشهور از سمت هندوکش، سپر عربستان و منطقه میاندروان قرار دارد، می‌توان شاهد پناه گرفتن بخشی از آب‌ها در این مناطق بود که به آب‌های ژرف معروف است.
درویش اظهار کرد: در کشور ما اعتقاد بیشتر پژوهشگران و آبشناسان بر این است که آب‌های ژرف در ایران کاملاً منبع ارزشمندی است زیرا برداشت و استفاده از آن به مراتب کم‌هزینه‌تر از انتقال آب بین حوضه‌ای، سدسازی، شیرین کردن و نمک‌زدایی از آب است.
وی تأکید کرد: اگر مطالعات دقیق در این باره صورت گیرد، می‌تواند به عنوان منبع راهبردی و استراتژیک مدنظر دولتمردان و کلان نگران برنامه‌ریزی در کشور قرار گیرد.
درویش افزود: البته قبل از اینکه اقدام به برداشت از این آب‌ها شود، باید چند نکته مورد توجه قرار گیرد؛ اول اینکه آیا تمام تمهیدات لازم برای استفاده حداکثر از راندمان درخور آب را انجام داده‌ایم؟ آیا میزان ضایعات در بخش کشاورزی را به حد استاندارد کاهش داده‌ایم؟ آیا تعداد بازچرخانی آب را به حد مطلوب آن نزدیک کرده‌ایم ؟ آیا آن زمان است که به فکر استحصال از آب‌های ژرف باشیم.
وی گفت: هزینه برداشت آب‌های ژرف ۱.۱ دلار برای هر مترمکعب است که در مقایسه با هزینه آب‌شیرین‌کن که حدود ۲.۸ دلار در هر مترمکعب است، مقرون به صرفه‌تر است اما در مقایسه با استحصال روش‌های طبیعی مانند رودخانه‌ها همچنان روش گرانی است.
درویش تأکید کرد: استحصال آب‌های ژرف به شرط پژوهش‌های دقیق، جانمایی درست و تأکید بر اثبات تجدید پذیر بودن آن بلامانع است و می‌شود از آن در مواقعی که با بحران‌های اجتماعی و کمبود شدید آب شرب مواجه هستیم صرفاً برای تأمین آب شرب استفاده کرد.
وی اظهار کرد: برداشت آب‌های ژرف فقط برای آب شرب اقتصادی است نه برای توسعه کشاورزی و صنعت، زیرا آبی که با این هزینه‌های گزاف استحصال می‌شود، به هیچ عنوان برای بخش کشاورزی و صنعت توصیه نمی‌شود، البته نباید فراموش کرد که برداشت همین آب نیز در همه جای کشور ممکن نیست.
مسئول گروه اقتصادی اجتماعی در بخش تحقیقات بیابان گفت: ایران یک کشور استثنایی در این زمینه است زیرا قابلیت بسیار خوبی درزمینه آب‌های ژرف دارد و می‌توانیم به روش صحیح از آن استفاده کنیم اما نکته مهم این است افرادی که در زمینه سدسازی یا انتقال آب بین حوضه‌ای فعالیت می‌کنند، چشم بسته با این کار مخالف‌اند زیرا فکر می‌کنند اگر این اتفاق بیفتد کار آن‌ها تعطیل می‌شود بنابراین به شرطی که استحصال کاملاً علمی و با جانمایی صحیح باشد، مشکلی پیش نمی‌آید.
درویش با ابراز نگرانی از وضعیت کنونی منابع آبی کشور تأکید کرد: همواره این نگرانی وجود دارد که اگر به سمت برداشت آب‌های ژرف پیش رویم، این منابع نیز به سرنوشت منابع کنونی آبی کشور دچار شوند از این رو باید حتماً قبل از اقدام به هر کاری پژوهش دقیق در زمینه توان تجدید پذیر بودن آن‌ها و اینکه چه میزان می‌توان آب از آن برداشت کرد، صورت گیرد و نباید بی‌محابا پیش رویم.
وی افزود: یکی از مشکلات ایران این است که کشوری زلزله‌خیز است بنابراین اگر با دست خود میزان آسیب‌پذیری کشور را افزایش دهیم، می‌تواند موجب آسیب بیشتر کشور در زمینه زلزله شود.

,

ایران ، شواهد زیست محیطی بحران آب در آن و برخی راه حل ها

ایران مشابه بسیاری از کشورهای خشک و نیمه‌خشک جهان در دهه‌های اخیر کمبود جدی در منابع آب را تجربه کرده و در حال حاضر با بحران آب مواجه است. علاوه بر پدیده‌های محیطی و طبیعی همچون خشک‌سالی‌ها، تغییر الگوهای اقلیمی، افزایش دما و تبخیر و تعرق، بحران آب ایران ریشه در رشد فزاینده و توزیع نامتعادل جمعیت، سوء مدیریت منابع آب، ناکارآمدی بخش کشاورزی، بخشی نگری مدیران، رشد لجام‌گسیخته شهرنشینی نبود فرهنگ مناسب مصرف و ارزش واقعی آب دارد. در این مقاله تلاش شده به روش مروری-تحلیلی برای برون‌رفت ایران از این شرایط راهکارهایی تدوین شود؛ راهکارها بر اساس شرایط و توان‌های حال حاضر و با نگاه واقع‌بینانه به آینده کشور در حوزه‌های ایجاد ساختار مدیریتی مناسب، فرهنگ‌سازی به کمک اعتقادات و باورهای مذهبی، تعیین ارزش واقعی آب، توانمندسازی کشاورزان و ایجاد تعاونی‌های زراعی است تا به‌عنوان چهارچوب‌های اصلی در تدوین استراتژی‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و اجرای برنامه‌ها موردتوجه دولتمردان قرار گیرد. آگاهی با عمق و پیچیدگی بحران منجر به تدوین راه‌حل‌های چندبعدی و با مشارکت آحاد جامعه خواهد شد. این گام نخست عبور از بحران است.