نوشته‌ها

زاینده رود از بی اطلاعی مردم اصفهان خشک شد

یک عضو هیئت مدیره جمعیت زیست محیطی پیام سبز گفت: آنچه این روزها بر سر زاینده رود آمده به دلیل بی اطلاعی مردم و کشاورزان بوده، چراکه مردم باید می‌دانستند که ۱۰ درصد خشکی زاینده رود مربوط به خشک‌سالی است و بیش از ۷۰ درصد آن مربوط به نبود مدیریت است.

مهدی بصیری در خصوص روز نکوداشت زاینده رود، اظهار کرد: تمام مشکلات رودخانه زاینده رود از بی اطلاعی مردم و کشاورزان سرچشمه می‌گیرد، چراکه با عنوان خشک‌سالی انتقال‌ها و تخصیص‌های آبی صورت گرفت این در حالی است که مردم و کشاورزان به درستی مطلع نبودند که ۱۰ درصد کمبود آب به خشک‌سالی مربوط می‌شود و بیش از ۷۰ درصد به دلیل نبود مدیریت به وجود آمده است.

وی با بیان اینکه به دلیل عدم رعایت حقوق آبی مردم و کشاورزان در حال حاضر رودخانه این‌چنین است، افزود: بحث نکوداشت زاینده رود چند سالی است که مطرح شده و پایه آن سال ۷۹ گذاشته شد و شروع برگزاری بزرگداشت نیز در سال ۱۳۸۰ و از کف رودخانه زاینده رود آغاز شد.

این عضو هیئت مدیره جمعیت زیست محیطی پیام سبز ادامه داد: بیش از ۸ ماه است که زاینده رود را خشک می‌بینیم و این خشک‌سالی‌ها نه تنها آبزیان را نابود کرده است بلکه حاشیه رودخانه را نیز درگیر کرده و خسارت‌های جبران‌ناپذیر پی در پی را وارد می‌کند.

بصیری با بیان اینکه امروز منابع آب‌های زیرزمینی حوضه زاینده رود که به این رودخانه متصل بودند دچار مشکلات شدید شده‌ است، تصریح کرد: آبخوان‌ها بی‌آب یا کم آب شده‌اند و باغات اطراف زاینده رود که از این منابع استفاده می‌کردند خشکیده و سطح خشک‌سالی در حال وسیع‌تر شدن است.

وی با بیان اینکه امروز این خشک‌سالی‌ها فقر، بیکاری و گرفتاری را برای کشاورزان ایجاد کرده است، افزود: ضربات جبران‌ناپذیر به اقتصاد اصفهان و خسارت‌هایی به آثار تاریخی اصفهان به سبب فرونشست زمین وارد شده است که در بحث آثار تاریخی این خسارت‌ها می‌تواند جهانی محسوب شود.

این عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان تاکید کرد: موضوع گاوخونی نیز موضوع جدی است هرچند سالیان درازی است که آب به این تالاب به صورت مستقیم وارد نشده و بیشتر زه آب‌های کشاورزی به این مناطق سرریز و موجب احیای آن می‌شد، اما امروز حتی این زه آب‌ها به دلیل خشک‌سالی کمتر شده هرچند امروز همین ابتدای گاوخونی به دلیل ورود فاضلاب‌های شهری آب دارد، اما این تالاب خشک شده و خسارت‌های زیادی را به دنبال خواهد داشت.

بصیری ادامه داد: امروز گاوخونی با یک باد ملایم شهرهای نزدیکش را دچار گرد و غبار می‌کند گرد و غباری که در آن فلزات سنگین، آلودگی‌های بیولوژیکی دارد و می‌تواند مشکلات متعددی ایجاد کند.

بخش غیر ایرانی دریاچه خزر خشک می‌شود

وحشت خشک‌سالی، مثل موجی تا دریای خزر پیش آمده. هر روز خبری درباره دریاچه شمالی ایران منتشر می‌شود؛ این‌که سرنوشت دریاچه ارومیه در انتظار خزر است، این‌که دریای شمال عقب‌نشینی کرده یا این‌که خزر روزی خشک خواهد شد.

وحشت خشک‌سالی، مثل موجی تا دریای خزر پیش آمده. هر روز خبری درباره دریاچه شمالی ایران منتشر می‌شود؛ این‌که سرنوشت دریاچه ارومیه در انتظار خزر است، این‌که دریای شمال عقب‌نشینی کرده یا این‌که خزر روزی خشک خواهد شد. اخیرا یک گروه بین‌المللی از دانشمندان پیش‌بینی کردند که تا ٧۵‌سال دیگر بخش شمالی خزر که قلمرو آبی روسیه و قزاقستان را در خود دارد، خشک خواهد شد و بخش ایرانی دریا در جنوب گسترش خواهد یافت؛ در این پیش‌بینی اعلام شد که دلیل، چیزی نیست جز پدیده گرم شدن جهانی آب‌وهوا. افزایش دما، تغییر در الگوی دما و بارش و کاهش تنوع گونه‌های گیاهی و افزایش طوفان‌های گردوغبار از تبعات تغییرات اقلیمی در خشکی است اما وقتی پای دریاها به میان می‌آید، اوضاع کمی پیچیده‌تر است؛ آن هم برای خزر که با بیشتر از ١٢٠٠کیلومتر طول و ٣٢٠کیلومتر پهنه، بزرگ‌ترین دریاچه کره زمین شناخته می‌شود و موقعیت حساسی دارد؛ با ۵٠‌میلیارد بشکه نفت و ٢۵٧تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی.

دریای خزر سال‌هاست که در جدال با خطرات خشکی است. در دهه‌ ۵٠ میلادی سطح خزر دچار افت عجیبی شد. ١٣٠رود به این دریاچه جاری می‌شود و آن زمان بررسی‌ها نشان می‌داد که این مسئله با سدسازی‌ها روی رود «ولگا» و دیگر رودها در مسیر خزر مرتبط است. از سوی دیگر، درحالی‌که سن خزر ١٠میلیون سال تخمین زده می‌شود، گفته شده که نوسانات از ١٢‌هزار ‌سال قبل آغاز شده؛ اما اینجا صحبت از افزایش دماست.

 

گرما خزر را می‌کشد

 

اتفاق تازه از این قرار است: سطح آب خزر از ‌سال ١٩٩۶ تا ٢٠١۵ یک ‌و نیم متر کمتر شده؛ رقمی یک متر بالاتر از سطح سال‌های دهه ١٩٧٠ و البته پایین‌ترین سطح این پهنه آبی. پژوهش‌های تازه می‌گوید گرما خزر را می‌کشد.

بر پایه پژوهش گروهی از دانشمندان بین‌المللی که گزارش آن پیش از این در نشریه آمریکایی Geophysical Research Letters منتشر شده، علت اصلی کاهش سطح آب این دریا، تبخیر عنوان شده است؛ تبخیری برآمده از افزایش درجه حرارت هوای کره ‌زمین. این پژوهش ادعا می‌کند که داده‌های ماهواره‌های گراویتی رکووری و کلیمیت اکسپریمنت و چهار ایستگاه زمینی هم این واقعیت را اثبات می‌کند: سطح آب دریای خزر در آینده هم کاهش می‌یابد که در بخش روسیه و قزاقستان چشمگیر خواهد بود.

موضوع به همین پژوهش ختم نشد و چندی پیش روزنامه روسی «کامسامولسکایا پراودا» هم روی این موضوع مانور داد: «خزر بهترین دریاچه جهان در حال بخار شدن شدید است. بر اثر پدیده گرم شدن جهانی آب‌وهوای کره ‌زمین، دمای سطح آب خزر یک درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است.» این نشریه به نقل از کارشناسان ناسا اتحاد جماهیر شوروی را که در ١٩٩١ فروپاشیده، در وضع پیش آمده برای دریای خزر مقصر دانست؛ چرا که در دوره شوروی سیاست بیابان‌زدایی در آسیای مرکزی با انتقال آب‌های دو رودخانه آمو و سیردریا برای استفاده در مزارع پیگیری می‌شد و این کار تعادل زیستی منطقه را بر هم زد.

 

خزر به اندازه ١٧ دریاچه ارومیه خشکیده است

 

موضوع فقط در رسانه‌های خارجی مطرح نشده است. چندی پیش داریوش یوسفی کبریا، مدیر مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر در نشست بررسی تراز آب دریای خزر در بندر امیرآباد گفت: «در٢٠‌سال گذشته ١٣٠ سانتیمتر از تراز آب دریای خزر کاسته شده که معادل خشک شدن ١٧ دریاچه ارومیه است.» به گفته او از‌ سال ٧۴ تا‌ سال گذشته پس‌روی آب دریای خزر ادامه داشت، اما در یک سال اخیر تراز آب ثابت مانده است. البته همین مرکز پیش از این اعلام کرده بود که در ٢٠‌سال اخیر حدود ١٧۶٠ هکتار از آب‌های ساحلی این دریا به علت کاهش تراز آب، خشک شده است. در طول این مدت تراز آب دریای خزر سالانه ٢تا ٣٠سانتی‌متر کاهش یافت و میزان کاسته شدن از تراز آب تنها در سال گذشته ١٢ سانتی‌متر بود.

در کنار پیش‌بینی‌های اخیر که از خشکی خزر در بخش شمالی و پر شدن آب در بخش جنوبی می‌گوید، مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر هم پیش‌بینی کرده است که تراز آبی این دریا تا ‌سال ٢٠٢٠ میلادی ۴٢سانتی‌متر افزایش خواهد یافت.

از سوی دیگر، سرنوشت آرال خشکیده همیشه هشداری برای دریای خزر بوده است و در سال‌های اخیر دریاچه ارومیه هم مثالی شده برای نگهداری از دریای شمال؛ به‌خصوص که حالا طرح‌های انتقال آب هم مطرح شده و هنوز مخالفانی دارد. مثل انتقال آب خزر به سمنان که اکنون درحال پیگیری است. براساس تحقیقات، سدسازی و تبخیر زیاد آب پشت سدها در کنار اثر بالای تغییر اقلیم، می‌تواند حیات خز را به خطر بیندازد.

به گفته مصطفی ارگون، دبیر اجرایی شبکه علم و فناوری کشورهای اسلامی، اگر سطح آب دریاها را صفر در نظر بگیریم امروزه سطح آب دریای خزر منفی ٢٨ است، درحالی‌که در گذشته مثبت ١٠٠ بوده است که علت آن می‌تواند تغییر اقلیم باشد. سطح آب دریای خزر در گذشته بالاتر از تمام دریاها بوده است و آب آن وارد دریای سیاه، مرمره و اژه می‌شد، اما امروز برعکس شده است و سطح آب دریای خزر پایین‌تر از سطح آب تمام دریاها قرار دارد.

 

دریای خزر آسیب‌پذیر در مقابل گرمایش جهانی

 

درباره پیش‌بینی تازه، پروین فرشچی، معاون محیط‌ زیست دریایی سازمان حفاظت محیط‌ زیست به «شهروند» می‌گوید: «من جزییاتی از اطلاعات علمی چنین پیش‌بینی‌ای دریافت نکرده‌ام و بنابراین به نظر می‌آید این پیش‌بینی حدس ‌و گمانی براساس شرایط فعلی خزر باشد. آن‌ها مدل‌هایی را در نظر گرفته‌اند، تبخیرسنجی کرده‌اند و با در نظر گرفتن کاهش سطح و پایین بودن عمق و داده‌های فعلی، گفته‌اند تا ٧۵‌سال دیگر چنین اتفاقی می‌افتد.» او با توضیح شرایط عمقی دریای خزر در نقاط مختلف می‌گوید: «میانگین عمق خزر در بخش شمالی بین ١٣ تا ١٧متر است، بخش میانی ٢٧٠ متر عمق دارد و در بخش‌های جنوبی که شمال ایران است، عمق خزر به ١٠٢۵متر می‌رسد. تغییر اقلیم بر تمام نقاط کره زمین اثر می‌گذارد و دریای خزر هم از این آسیب مستثنا نیست به‌خصوص که این دریاچه بسته است و ورودی محدودی دارد و با وجود گرمایش تبخیرش بیشتر شده، تمامی این موارد خزر را حساس‌تر می‌کند.»

بنابراین اگر سطح گرمایش آب بالا برود، چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ معاون دریایی سازمان محیط ‌زیست این است: «در صورت گرمایش دما شاهد شکوفایی جلبک‌ها و افزایش مرگ‌ومیر آبزیان خواهیم بود. شکوفایی جلبکی باعث می‌شود سطح آب پوشانده شود، اکسیژن به زیر آب نرسد و درنهایت مرگ‌ومیر بالا برود و با ادامه این روند تنوع گونه‌ای کم بشود.»

به گفته فرشچی، این اتفاق‌ سال ٢٠٠۵ در خزر افتاده بود: «اگرچه وسعت زیادی نداشت اما گرمایش ناگهانی سطح آب سبب شده بود در حدود ١٢٠ تا ١٧٠ کیلومتر مربع از سطح خزر با جلبک پوشانده شود. آن زمان برای این مشکل راهکاری نداشتیم. حالا هم نداریم. راهکارهای فیزیکی نظیر آنچه در خلیج‌فارس انجام شد، ممکن است اما اگر افزایش دما ناگهانی باشد، شکوفایی جلبکی اتفاق می‌افتد.»

معاون دریایی سازمان محیط ‌زیست با بیان این موارد می‌گوید: «با وجود گرمایش زمین ما که از عاملان به وجود آمدن این پدیده هستیم باید کاری کنیم که تبعات این پدیده برای ما و محیط‌ زیست ما کمتر شود. برای نمونه با کاهش تولید آلودگی و کاستن از فاضلاب‌های ورودی به دریاچه خزر می‌توان خطرهای پیش‌ روی آن را دور و دورتر کرد. مقابله با گرمایش زمین اما به تنهایی ممکن نیست، همه کشورهای منطقه باید برنامه منسجمی برای کاهش گازهای گلخانه‌ای در پیش بگیرند و خطر را دور کنند.»

 

تغییر اقلیم با دریا چه می‌کند؟

 

اگرچه پیش‌بینی‌ها تا ‌سال ٢٠٢٠ افزایش ٧٠ تا ٨٠سانتی‌متری تراز آب خزر را نشان می‌دهد اما از ‌سال ٢٠٠۶ همچنان شاهد کاهش تراز آب خزر از ٣ تا ۵ سانتی‌متر هستیم. در نواحی جنوبی دریای خزر کاهش تراز آب تا حدود ١٨سانتی‌متر مشاهده شده که موجب کاهش عمق تالاب‌های ساحلی شده است. نظریه‌های مختلفی برای کاهش تراز مطرح شده و هر کدام از این نظریه‌ها هر بار نام خزر را بر سر زبان‌ها انداخته است.

بیشترین تأثیر تغییر اقلیم بر خزر در ایران در خلیج گرگان نمود پیدا کرده است. کاهش سطح آب دریای خزر که بزرگ‌ترین حوضه آبی داخل خشکی جهان است؛ خشکیدن بخشی از خلیج گرگان را به دنبال داشته؛ جایی که به همراه تالاب میانکاله و زاغمرز، به‌عنوان نخستین مجموعه تالاب بین‌المللی جهان در فهرست تالاب‌های کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است و اهمیت اقتصادی، اجتماعی و محیط‌ زیستی بالایی دارد. اکنون پنج کشور ساحلی ایران، جمهوری آذربایجان، فدراسیون روسیه، قزاقستان و ترکمنستان تحت تأثیر اثرات ناشی از تغییر اقلیم هستند و تغییرات آب و هوا در دریاها و اقیانوس‌ها برای آن‌ها در کاهش تراز آب و افزایش درجه حرارت و شوری اتفاق می‌افتد.

به گفته رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی، تغییر تراز آب دریای خزر، تغییر مسیر جریانات دریایی،‌ گسترش بیابان‌زایی به‌ویژه در سواحل شرقی آن، افزایش فراوانی طوفان‌های دریایی، افزایش دمای سطح آب، کاهش تنوع گونه‌ای و بوم‌سازگان دریایی و ورود گونه‌های مهاجم ازجمله اثرات تغییر اقلیم بر دریای خزر هستند که خسارت زیادی برای بوم‌سازگان ساحلی، صیادی و سازه‌های دریایی به همراه دارند./روزنامه شهروند

ده پرسش اساسی از رئیس جدید سازمان حفاظت از محیط زیست

عیسی کلانتری رییس سازمان محیط زیست کشور، در برنامه‌ای تلویزیونی با صراحت تمام از تولید و واردات محصولات تراریخته حمایت کرد.

 

موضوع محصولات دست‌کاری شده ژنتیکی موضوعی است که در دنیا مخالفان بسیاری داشته و دارد و نمی‌توان باور کرد که یک مسئول دولتی با این صراحت و بدون ارائه آزمایش‌های لازم مبتنی بر سالم بودن آن‌ها، در مورد بی ضرر بودن آن اظهار نظر کند.

 

توقع فعالان عرصه محیط زیست کشور از کسی که هم اکنون سکان هدایت سازمانی در کشور را به دست داد که باید فقط و فقط دغدغه محیط زیست را داشته باشید و از مواردی که به آن آسیب می‌زند و حتی احتمال بروز آسیب می‌رود تمام قد جلوی آن بایستید.

 

بروز مشکلاتی نظیر بی‌آبی و بحران کمبود آب در کشور محصول سیاست‌های غلطی است که مسئولین از گذشته تاکنون در بخش‌های مختلف بخصوص کشاورزی و صنعت به بار آورده‌اند و نمی‌توان با شعار رفع بحران آب و خشک‌سالی و توسعه و … اذهان مردم را منحرف کرد و به این بهانه مصرف محصولاتی که شائبه آسیب بسیاری دارد را رواج داد.

 

در اینجا به عنوان یک فعال رسانه‌ای در حوزه محیط زیست و سلامت و کسی که هیچ‌گونه ارتباطی با مافیای سم که حضرت‌عالی در مصاحبه‌های خود درباره مخالفان تراریخته‌ها فرمودید، ندارم چندین سؤال و شائبه را مطرح می‌کنم و امید دارم مسئولین دولتی که از منشور حقوق شهروندی رونمایی می‌کنند پاسخگو باشند:

 

۱. آیا شما منکر گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت و یا ارزیابی‌های آژانس بین‌المللی تحقیقات سرطان درباره احتمال بروز تومورهای کلیوی به دلیل استفاده از گلایفوسیت (سم مورد مصرف در محصولات تراژنه) یا بروز سرطان‌های کلیوی، تومورهای پوستی، آسیب به DNA هستید؟

 

۲. وظیفه شما درباره اصل ۵٠ قانون اساسی، پروتکل ایمنی زیستی کارتاهنا، قانون ایمنی زیستی و Precautionary Principal چیست که یک باره نه به عنوان یک فرد خارج سازمان بلکه به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در یک برنامه تلویزیونی در خصوص محصولات تراژنه و لزوم تولید و کاشت و مصرف آن‌ها صحبت می‌کنید؟

 

۳. همان‌طور که میدانید در سال‌های گذشته عده‌ای سد سازی را نماد توسعه کشور می‌دانستند، همین موضوع اکنون مورد تائید اکثر مسئولین هست که سد سازی عامل مؤثری در بروز بحران آب در کشور شده است. نمی‌خواهید اندکی تامل کنید چرا که ممکن است در سال‌های آتی حقایقی بر شما آشکار شود و متوجه شوید مضرات این محصولات بسیار زیاد و برای کشور خطرناک است؟

 

۴. آقای کلانتری لطفا چرایی عدم کاشت و حتی واردات این نوع محصولات در کشور سوئیس، عربستان سعودی و روسیه و … را برای ما توضیح دهید. غیر از این است که آن‌ها از بیم بروز آسیب‌های احتمالی این محصولات به سلامت مردم و محیط زیستشان فعلا استفاده و تولید آن را متوقف کرده‌اند؟

 

۵. در حالی که نه وزیر محترم بهداشت و نه وزیر محترم جهاد کشاورزی هرگز به صورت مستقیم این محصولات را تائید نکرده‌اند و همچنین رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست و مسئولین دولت‌های گذشته هم با ترویج بی ضابطه و بدون ارزیابی مخاطرات این محصولات مخالفت کردند، جنابعالی با کدام علم به یقین مستقیم به دوربین نگاه کرده و از سلامت این محصولات سخن بر زبان میرانید؟

 

۶. آیا استفاده از بذرهای شرکت‌هایی همچون مونسانتو علاوه بر آلودگی زیست محیطی، تهدید ذخایر ژنتیکی کشور و وابستگی کشاورز به آن خلاف اقتصاد مقاومتی که مورد تاکید رهبر انقلاب است، نیست؟

 

۷. آقای کلانتری آیا همان فشارهایی که به گفته خانم معصومه ابتکار رییس سابق سازمان حفاظت محیط زیست برای تائید این محصولات وارد شد به شما هم وارد شده یا اینکه شما خودتان در صدر طرفداران این محصولات هستید؟ لازم است بدانید همین فشارها به اصحاب رسانه و بخصوص بنده برای عدم انتشار هرگونه مطلب درباره محصولات دست‌کاری شده هم وارد شده.

این‌ها شما را به فکر وا نمی‌دارد که اگر محصولی سالم است و مشکلی ندارد چرا باید عده‌ای از انتشار مطالب درباره آن برآشفته شوند؟ هرچند نه من و نه دیگر اصحاب قلم که پا در این عرصه گذاشتیم ذره‌ای از حق مردم به دانستن حقایق کوتاه نیامدیم.

 

۸. چطور می‌شود که سیاست‌های یک سازمان دولتی با تغییر رئیس به یک‌باره با چرخش ۱۸۰ درجه‌ای مواجه شود آیا این سازمان بر اساس سلایق شخصی اداره می‌شود یا مرّ قانون سیاست‌های کلی را مشخص می‌کند؟

 

۹. نظر جنابعالی درباره برنامه ششم توسعه که در آن به صراحت از ممنوعیت هرگونه رهاسازی، تولید و واردات محصولات تراژنه تاکید داشته و بر لزوم اطلاع رسانی پافشاری کرده است، چیست؟

 

۱۰. آقای کلانتری آیا شما متخصص حوزه ایمنی زیستی هستید و با ارزیابی مخاطرات محصولات تراژنه آشنایی دارید که با این قاطعیت از سلامت این محصولات می‌گویید؟ در غیر این صورت مشاوران خود را که چنین اطلاعاتی به شما داده‌اند به مردم معرفی کنید و یا دستور بدهید نتایج بررسی‌ها و آزمایش‌هایی که طبق قانون بر روی این محصولات انجام گرفته برای تنویر افکار عمومی منتشر شود.

در آخر از شما به عنوان رییس سازمانی که باید دغدغه فعالان و دلسوزان محیط زیست را درک کند خواهشمندم که از کارشناسان حوزه ایمنی زیستی سازمان خودتان نظرخواهی کنید و بخواهید به دور از هرگونه فشار و در فضایی آزاد نظر کارشناسی خود را اعلام کنند.

آقای کلانتری صدای مخالفین استفاده از محصولات تراژنه پیش از هرگونه آزمایش و ارزیابی خطر را بشنوید، قبل از اینکه خیلی دیر شود.

 

نان صنعت پالم از نابودی جنگل ها در می آید/ سرانه مصرف پالم دو برابر شد

به گزارش بلومبرگ، روغن پالم به عنوان یکی از پرکاربردترین روغن‌های خوراکی جهان به شمار می‌رود که از پیتزا و بستنی تا شامپو قابل استفاده است. بر اساس داده‌های موسسه Gro Intelligence، سرانه جهانی مصرف این روغن از سال ۲۰۰۰ تاکنون بیش از دو برابر افزایش یافته و به ۷.۷ کیلوگرم (۱۷ پوند) در سال ۲۰۱۵ رسیده است. مالزی و اندونزی حدود ۸۵ درصد تولید جهان را بر عهده دارند.

 

نمودار ۱ – روند افزایش مصرف روغن پالم در دهه های اخیر

 
شرکت R.E.A. Holdings Plc به عنوان یک هلدینگ مستقر در لندن و دارای مزارع کشت در اندونزی در مورد این روغن چنین مطالبی را بیان می‌کند: «محبوبیت روغن پالم به دلیل مقاومت بالا در برابر اکسیداسیون است؛ به این معنا که عمر مفید بالایی دارد و برای سرخ کردن و شرایط آب و هوایی گرم مناسب است. همچنین این روغن علاوه بر صابون و مواد شوینده، به عنوان خوراک در تولید سوخت‌های زیستی استفاده می‌شود. درضمن اسیدهای چرب به دست آمده از روغن پالم برای تهیه مواد دارویی و آرایشی کاربرد دارد.»
توسعه کشت

دانه‌های پالم که بومی آفریقاست، از سوی بریتانیایی‌ها در دهه ۱۸۷۰ میلادی به عنوان یک گیاه تزئینی وارد مالزی شد. به گفته انجمن روغن پالم مالزی، آغاز کشت اقتصادی در سال ۱۹۱۷ میلادی بود، زمانی که این کشور به عنوان مالایا شناخته شد.

توسعه کشت پالم به عنوان بخشی از برنامه دولت مالزی برای کاهش فقر از راه افزایش تولید محصولات کشاورزی و جایگزینی با کائوچو از سال ۱۹۶۱ مورد حمایت قرار گرفت. پالم در سال ۱۹۸۹ میلادی تبدیل به مهم‌ترین محصول اقتصادی مالزی شد.

آمارهای انجمن روغن پالم مالزی نشان می‌دهد که تولید این محصول از سال ۱۹۹۰ میلادی بیش از سه برابر افزایش یافته و در سال ۲۰۱۵ قبل از اینکه خشک‌سالی مربوط به پدیده ال نینو به تولید محصول آسیب برساند به رکورد ۱۹.۹۶ میلیون تن رسیده است.

تولید جهانی با توجه به رشد تقاضا در حال افزایش است، چرا که در تولید سوخت‌های زیستی به‌ویژه در اندونزی مورد استفاده قرار گرفته است.

 

نمودار ۲ – تولید(رنگ آبی) و صادرات روغن پالم در مالزی

 
محیط زیست

البته توسعه کشت پالم در مالزی و اندونزی بدون مناقشه نبوده است. کشاورزانی که از راه‌های قطع و سوزاندن جنگل‌ها، اقدام به پاک‌سازی و آماده‌سازی زمین‌ها کرده و علاوه بر جنگل، سبب نابودی محل سکونت اورانگوتان‌ها شده‌اند.

نگرانی‌ها در مورد تأثیر زیست محیطی و اجتماعی سبب افزایش نظارت‌های سازمان‌های غیر دولتی شامل استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین برای ارزیابی زمین‌ها شده است.

به طور کلی، کشاورزی حدود ۸.۹ درصد از تولید ناخالص داخلی مالزی در سال ۲۰۱۵ را به خود اختصاص داد و بر اساس آمارهای دولتی، تولید روغن پالم ۴۷ درصد از این بخش را شامل شد. بنا بر اعلام شورای روغن پالم مالزی، بیش از ۶۰۰ هزار خرده مالک و ۴ میلیون کارگر به طور مستقیم و غیرمستقیم در صنایع پالم این کشور فعالیت می‌کنند. این کشور به دنبال افزایش درآمد از روغن پالم بوده و برای ایجاد ۶۶ هزار شغل جدید و افزایش درآمدهای این کشور تا ۶.۹ میلیارد دلار هدف گذاری کرده است.

انقراض چای جدی می‌شود/ قاتل؛ تغییرات اقلیمی

چای دومین نوشیدنی محبوب جهان بعد از آب در معرض تهدید قرار گرفته است و انقراض چای جدی می‌شود.

همه دنیا به خوبی می‌داند که بر اثر تغییرات اقلیمی، محصولات اصلی کشاورزی مانند گندم،‌ ذرت و برنج به طور جدی تهدید می‌شوند اما تأثیر این اتفاق بر روی چای در آینده یکی از مباحثی است که بر آن تمرکز جدی شده.

بنا به گزارش سی‌ان‌ان تحقیقات اخیر نشان داده است کشت چای در برخی از مناطق قاره آسیا به دلیل خشک‌سالی و گرما تا حدود ۵۵ درصد کاهش یافته و این در حالی است که افت کیفیت چای هم نکته قابل توجهی در همین زمینه محسوب می‌شود.

شدت استفاده از سموم (آفت‌کش‌ها) و کودهای شیمیایی در مزارع چای باعث تخریب خاک، سالانه به میزان نرخ میانگین ۲.۸ درصد رسیده است.

این مسئله همچنین باعث سرریز روان آب‌های شیمیایی به آبراه‌ها شده است که خود سبب بروز ایجاد مشکلات جدی برای سلامت انسان و محیط زیست خواهد شد.
DNA ناجی می‌شود
با همه این تفاسیر همچنان جای امیدواری باقی است؛ چه اینکه دانشمندان در موسسه کونمینگ گیاه‌شناسی در آکادمی علوم چین توالی کل ژنوم چای را تعیین کرده‌اند.

نقشه‌برداری از توالی دقیق DNA در این مسیر، زمینه اساسی برای استخراج تمام اطلاعات ژنتیکی مورد نیاز جهت کمک به نژاد و سرعت دادن به بسط گونه‌های جدید از بوته چای را مهیا می‌کند و همچنین به ارتقای ارزش غذایی و عطر و طعم این نوشیدنی هم کمک خواهد کرد.

بخصوص کل ژنوم درخت چای،‌ اساس ژنتیکی برای تحمل چای در برابر تنش‌های محیط زیستی، آفت‌ها و مقاومت در برابر بیماری‌ها، عطر و طعم، بهره‌وری و کیفیت را آشکار می‌کند.

پرورش‌دهندگان می‌توانند به طور دقیق‌تر گونه‌های بهتر چای و بازدهی بهتر محصول را تولید و ایجاد کنند؛ و همچنین از آب و مواد مغذی استفاده مناسب‌تر و تأثیرگذارتری بکنند. آن‌ها می‌توانند در حین گسترده کردن تنوع ژنتیکی گیاه چای، سلامت کلی این گونه گیاهی را بهبود بخشند.

همچنین این تحولات مرحله مهمی برای دانشمندان محسوب می‌شود چه اینکه آن‌ها به درک عمیق‌تری از تکامل پیچیده و کارکرد ژن‌های کلیدی در ارتباط با آستانه تحمل نسبت به تنش محیط زیستی، عطر و طعم چای و انطباق آن دست پیدا می‌کنند.
وسیع‌تر از قهوه
ژنوم جدید چای بسیار وسیع است؛ یعنی چیزی نزدیک به ۳۷ هزار ژن و بیش از چهار برابر ژنوم گیاه قهوه. پروسه تکامل به وسیله انتخاب طبیعی (انتخاب اصلح در طبیعت) کمک شایانی به توسعه صدها ژن چای با قابلیت مقاوم بودن در برابر تنش‌های محیط زیستی، خشک‌سالی و بیماری‌ها کرده است.

در واقع این ژن‌ها مانند نشانگرهای مولکولی هستند که دانشمندان هنگام انتخاب گیاهان برای استفاده در پرورش دادن، آن‌ها را شناسایی می‌کنند.

این اتفاق به آن‌ها اجازه می‌دهد تا درباره ژن‌ها و ویژگی‌های نسل بعدی گیاهانی که پرورش خواهند داد به قطعیت بیشتری برسند و با این اطلاعات به پروسه پرورش آن‌ها سرعت بیشتری بدهند.

توالی ژنوم همین‌طور امکان استفاده از اصلاح ژنتیکی را افزایش می‌دهد. تکنولوژی برای رونق یا تقویت ژن‌های مطلوب در این مسیر مورد استفاده قرار می‌گیرد (یا توقف نمونه‌های نامطلوب) همین اصول می‌تواند جهت ارتقای ارزش غذایی و دارویی گونه‌های خاص چای مورد استفاده قرار بگیرد.

توالی ژنوم شامل ژن‌های مرتبط با بیوسنتز می‌شود. این تولیدی از پروتئین و آنزیم‌هایی است که شامل ترکیباتی مانند فلاوونویدها، ترپن‌ها و کافئین که چای را قابل نوشیدن می‌کنند می‌شود. همچنین این موضوع ارتباط نزدیکی با عطر، طعم و کیفیت چای دارد و بنابراین استفاده از تکنیک‌های پرورش و تولید ژن‌ها می‌تواند به بالا بردن کیفیت مزه و ارزش غذایی و طعمی چای کمک کند.

به عنوان مثال می‌توان ژن بیوسنتز کافئین را از گیاه چای حذف کرد تا به تولید انواع چای کم یا بدون کافئین کمک کرده باشیم. در عین حال با تقویت ترکیبات خاص در همان زمان ما می‌توانیم چای را سالم‌تر کرده و طعم‌های جدیدی به چای کافئین دار اضافه کنیم.

طبق مطالعات سال ۲۰۱۴، برآورد می‌شود ۵.۵۶ میلیون تن چای در بیش از ۳.۸ میلیون هکتار زمین رشد و پرورش داده می‌شود. این موضوع نشان‌دهنده اهمیت عظیم فرهنگی به همان شدت ارزش اقتصادی چای است بدین معنا که تامین امنیت آینده‌ای پایدار برای گیاه چای به عنوان یک ضرورت برای میلیون‌ها نفر در جهان محسوب می‌شود.

اولین موفقیت توالی ژنوم چای قدم مهمی به سمت تولید چای قوی‌تر با بهره‌وری بیشتر و قابلیت‌های آشامیدنی بهتر در مواجهه با چالش‌های گسترده محیط زیستی است.

میکروب‌های خاک پاسخ معمای آب و هوایی

اقلیم شناسان که با مشکل حجم انبوه کربن بین خاک و هوا دست به گریبان هستند، ممکن است از این پس درباره نقشی که میکروب‌های خاک – کوچک‌ترین ساکنان کره زمین- بازی می‌کنند، عمیق‌تر فکر کنند.

به گزارش پایگاه اینترنتی مطالعات زیست محیطی ” Environmental Reaserch” یک گروه تحقیقاتی به تازگی دریافتند که میکروب‌های خاک می‌توانند باعث شوند رنگ خاک مناطق لم‌یزرع روشن شود و این امر موجب می‌شود نور بیشتری بازتاب یابد و انرژی تابشی بیشتری به فضا بازگردد.

در تحقیق دیگری، منبع غیرمنتظره‌ای از کربن اتمسفری کشف شد: ۱۷ درصد از کربن خاک که از دشت‌های سیلابی به جو وارد می‌شود از میکروارگانیسم‌هایی در عمق بیش از دو متر منشأ می‌گیرد.

گروه سوم محققان دریافتند که باکتری‌های خاک می‌توانند به گیاهان کمک کنند که از خشک‌سالی جان سالم به در ببرند و باعث افزایش محصول ذرت در مناطق خشکی مثل آریزونا و دره نیل شوند.

انواع میکروب‌های خاک

هر سه تحقیق فوق در واقع گزارش‌هایی از یک حوزه جدید هستند. تقریباً ناشناخته‌ترین اکوسیستم روی کره زمین زیر پای ماست: در واقع حجمی به اندازه یک انگشت خاک، زیستگاه صدها گونه میکروب است و تعداد آن‌ها در این حجم، به چند میلیارد می‌رسد.

اینکه این موجودات چه می‌کنند و چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند هنوز معمایی است که باید حل شود؛ بنابراین در تمام این موارد، هنوز تحقیقات ناقص است؛ اما هر یک از این مطالعات جنبه تازه‌ای از تعامل بین گیاهان، جو و سطح زمین را نشان می‌دهد که واسطه همه این تعاملات میکروب‌ها هستند.

سرزمین‌های خشک ۴۰ درصد از سطح زمین را تشکیل می‌دهند. این مناطق لم‌یزرع ممکن است مرده به نظر برسند اما سطح بیابان‌ها با ترکیبی از خزه‌ها و گلسنگ‌ها و سیانوباکتری‌ها که یک لایه زیستی خاکی را تشکیل می‌دهند، زنده است.

دانشمندان در مرکز تحقیقات زمین شناسی آمریکا در مجله گزارش‌های علمی نوشته‌اند که چند متر مربع از این لایه زیستی را در فلات کلرادو ارزیابی و با سطوح مختلف گرما و بارندگی مورد آزمایش قرار داده‌اند.

آن‌ها پاسخ لایه‌های زیستی را بررسی کرده و نیز محاسبه کردند که چه میزان از انرژی خورشیدی را به جو بازتاب می‌دهند. دانشمندان هواشناس این پدیده را که در الگوهای هواشناسی نقش مهمی ایفا می‌کنند، “اثر آلبدو” نام گذاشته‌اند.

ترکیب گرما و آب بیشتر، سطوح تاریک را به خاک روشن‌تر تبدیل کرد که می‌تواند برای کاهش گرمایش زمین مؤثر باشد؛ اما تغییر از خزه و گلسنگ به سمت سیانوباکتری‌ها که خاک را روشن‌تر ساختند، ممکن است فرسایش خاک را تشدید کند، حاصلخیزی را کاهش دهد و حذف گاز گلخانه‌ای دی اسید کربن از جو را کم کند. این اطلاعات، گام مهمی در درک آب و هواست و می‌تواند برای آینده مدل‌های هواشناسی مفید باشد.

گروه دوم در مجله”Vadose Zone Journal” گزارش داده‌اند که آن‌ها سطح عمیق‌تری از لایه زیستی را مورد مطالعه قرار داده‌اند. محققان سه سال پیش کشف کردند که در اعماق دشت وسیع آمریکا گنجینه عظیمی از خاک باستانی غنی از کربن وجود دارد. فرض بر این بود که در حال حاضر این کربن به شیوه مطمئنی مدفون شده است.

اما تیمی از کتابخانه ملی لورنس برکلی در کالیفرنیا، جریان دی اکسید کربن را در جلگه رودخانه کلرادو را اندازه‌گیری کردند و دریافتند که تقریباً یک پنجم کربنی که وارد جو می‌شود از میکروب‌های فعال در خاک در اعماق بین ۲ تا ۳.۵ متری ناشی می‌شود. پیش از این تحقیق، چنین مسئله‌ای در مدل‌های سیستم زمین لحاظ نشده بود.

این لایه پایین‌تر از عمق ریشه‌ها و در منطقه ودوس زیر لایه سطحی خاک و بالاتر از آب‌های زیرزمینی واقع است. حتی در این منطقه به ظاهر مرده نیز میکروب‌های خاک نقش مهمی در چرخه حیات ایفا می‌کنند.

بنا بر گزارش یک گروه تحقیقاتی از دانشگاه آریزونای شمالی، برخی میکروب‌ها می‌توانند حتی نقش ارزشمندتری هم ایفا کنند. دانشمندان در مجله “Plant and Soil” گزارش داده‌اند که ۵۲ مطالعه از سرتاسر جهان را بررسی کرده‌اند تا اندکی بیشتر از جادوی این میکروب‌ها سر در بیاورند.

دستکاری‌های میکروسکوپی

وقتی گیاهان مثمر، ریزوباکتری‌های – میکروب‌هایی که در ریشه گیاهان اجتماع دارند- لازم برای رشد را در اختیار داشته باشند، در شرایط کم‌آبی، محصول سبزیجات و میوه‌جات بین ۲۰ تا ۴۵ درصد در مقایسه با گیاهان خوب آبیاری شده، افزایش می‌یابد؛ بنابراین با کمک دست‌کاری میکروسکوپی، گیاهانی که بر سر آب می‌جنگیدند عملکرد بهتری نسبت به گیاهانی داشتند که آب فراوان دریافت می‌کردند.

واقعاً غیرمنتظره است. اینکه گیاهان برای تغذیه و حفاظت از آفات، وابسته به میکروب‌های خاک هستند، به خوبی ثابت شده است؛ اما تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که برخی میکروب‌های خاک، در زمانی که گیاه تحت فشار کم‌آبی است، تأثیر مهمی بر باردهی گیاه دارند.

اینکه چگونه این ریزوباکتری‌ها این نقش سودمند را برای گیاهان میزبان خود ایفا می‌کنند، هنوز معمایی است که باید با آزمایش‌های متعدد اثبات شود.

اما بر اساس برآورد سازمان ملل، سالانه ۱۲ میلیون هکتار از زمین‌های حاصلخیز جهان بر اثر خشک‌سالی از بین می‌رود؛ بنابراین کشف اخیر برای کشاورزان فعال در مناطق خشک، در شرایط کنونی که تغییرات آب و هوایی شدت یافته و جمعیت نیز در حال ازدیاد است، بسیار ارزشمند است.

این تحقیقات در حال حاضر تنها یک روزنه امید است و مطالعات بسیار بیشتری در این زمینه لازم است؛ اما بار دیگر به ما یادآوری می‌کند که مهم‌ترین موجودات روی کره زمین ممکن است پایمال شده‌ترین آن‌ها یعنی ساکنان نامرئی خاک زیر پای ما باشند.

افزایش تعداد و ابعاد آتش‌سوزی‌ در جنگل‌های جهان

به گفته استاد دانشگاه داکوتای جنوبی، مارک کوچران و دانشمند ارشد مرکز علوم داده‌های جغرافیایی، در سال‌های آینده با آتش‌سوزی‌های بیشتر و با شدت قوی‌تری در جنگل‌ها مواجه خواهیم شد.

کوچران و محققان دانشگاه تاسمانی و آیداهو با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای، سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۳، نزدیک به ۲۳ هزار آتش‌سوزی در سراسر جهان را مورد بررسی قرار دادند. در این بین، ۴۷۸ آتش‌سوزی با شدت بالا (که به‌عنوان حوادث شدید آتش سوزی تعریف شده است)، یافتند.

به گفته محققان در این مطالعه، تقریباً تمامی شرایط بد شامل افزایش درجه حرارت، شرایط خشک و بادهای شدید به ما می‌گویند که آب و هوا در وقوع پدیده آتش‌سوزی بسیار مهم است. این گروه تحقیقاتی با استفاده از اطلاعات ماهانه آب و هوای جهان بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴، تغییرات در رفتار آتش‌سوزی جنگل‌ها را برای دوره ۲۰۴۱ تا ۲۰۷۰ مدل‌سازی کردند. پیش‌بینی مدل‌سازی انجام شده نشان می‌دهد که در تعداد روزهایی که شرایط مساعد برای وقوع آتش‌سوزی را دارا هستند، با افزایش ۲۰ تا ۵۰ درصدی حریق مواجه خواهیم شد.

به گفته کوچران این شرایط در صورت عدم توقف گرمایش زمین در اواخر قرن حاضر وخیم‌تر خواهد شد. مناطقی که در خطر بیشتری قرار دارند، در جنگل‌های غرب ایالات متحده، جنوب شرقی استرالیا، اروپا و منطقه مدیترانه شرقی از سمت یونان به لبنان و سوریه گسترده شده‌اند.

بنا بر تحقیقات انجام شده از ۴۷۸ آتش‌سوزی مهیب رخ داده در جهان، ۱۴۱ آتش‌سوزی بیشترین تأثیر را بر جوامع انسانی داشته است زیرا این آتش‌سوزی‌ها در نقاطی رخ داده که با تراکم نسبتاً بالای جمعیتی روبرو بوده‌اند. عمده این مناطق در غرب ایالات متحده و جنوب شرقی استرالیا مشاهده شده است.

باد عامل ۳۵ درصد از این آتش‌سوزی‌های مهیب، در جنگل‌ها بوده است، در حالی‌که خشک‌سالی ۲۲ درصد از این علت‌ها را به خود اختصاص داده است. از دیگر عوامل آب و هوایی می‌توان به بالا بودن درجه حرارت و رطوبت پایین اشاره کرد که تقریباً عامل ۲۰ درصد از این آتش‌سوزی‌ها بوده است.

Mental health effects of climate change

Abstract
We all know that 2014 has been declared as the hottest year globally by the Meteorological department of United States of America. Climate change is a global challenge which is likely to affect the mankind in substantial ways. Not only climate change is expected to affect physical health, it is also likely to affect mental health. Increasing ambient temperatures is likely to increase rates of aggression and violent suicides, while prolonged droughts due to climate change can lead to more number of farmer suicides. Droughts otherwise can lead to impaired mental health and stress. Increased frequency of disasters with climate change can lead to posttraumatic stress disorder, adjustment disorder, and depression. Changes in climate and global warming may require population to migrate, which can lead to acculturation stress. It can also lead to increased rates of physical illnesses, which secondarily would be associated with psychological distress. The possible effects of mitigation measures on mental health are also discussed. The paper concludes with a discussion of what can and should be done to tackle the expected mental health issues consequent to climate change.

تغییرات آب و هوا و اثرات آن بر سلامت روان

چکیده
سال ۲۰۱۴ توسط اداره هواشناسی ایالات متحده آمریکا به عنوان گرم‌ترین سال جهان معرفی شد. تغییر اقلیم یک چالش جهانی بزرگ است که از راه‌های مختلف می‌تواند بر بشریت تأثیر بگذارد. این تغییرات آب و هوایی نه تنها سلامت جسمی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بر سلامت روانی افراد نیز تأثیرگذار است. افزایش دمای محیط می‌تواند باعث افزایش نرخ تجاوز، رفتار خشونت‌آمیز و خودکشی شود. به عنوان مثال تغییر اقلیم باعث افزایش دما، در ادامه باعث خشک‌سالی‌های مدید و بسیار و این مسئله منجر به خودکشی کشاورزان و باعث ایجاد مشکلات روحی روانی مانند استرس می‌شود. افزایش متناوب مصیبت‌ها و فاجعه‌های ناشی از تغییرات آب و هوایی باعث استرس‌های بعد از حادثه، افزایش اختلال روانی و افسردگی می‌شود. تغییرات آب و هوایی و گرمایش جهانی می‌تواند منجر به مهاجرت جمعیت و این مسئله نیز عامل افزایش استرس در افراد است. این تغییر می‌تواند همراه با آسیب‌های جسمی و در ادامه پریشانی روانی شود. در این مقاله اثرات سلامت روانی ناشی از تغییرات آب و هوا و باید و نباید‌های مقابله با این مسئله و راه‌کارهای ایجاد سلامت جسمی و روحی بررسی می‌شود.

 

خسارت ۳۰ میلیارد ریالی ریزگردها به ریگان

فرماندار ریگان با اشاره به بروز پدیده ریزگردها طی سه روز گذشته در این شهرستان گفت: این پدیده در این مدت بیش از ۳۰ میلیارد ریال به بخش‌های مختلف این شهرستان خسارت وارد کرده است.
امین باقری افزود: بیشتر خسارت ریزگرد ها در ریگان طی سه روز گذشته به بخش کشاورزی وارد شده است.
وی اظهار کرد: بروز ریزگردها، توفان شن و گردباد در ریگان طی سه روز گذشته موجب شن گرفتگی باغ‌ها، مزارع، نخیلات و کانال‌های آب‌رسانی در این شهرستان شده است.
وی ادامه داد: ریزگردها همچنین با تخریب مزارع گندم و جو شهرستان ریگان، خسارات زیادی را به کشاورزان وارد کرده است.
فرماندار ریگان عنوان کرد: پدیده ریزگردها و توفان شدید شن موجب تعطیلی یک روزه مدارس ریگان و بازماندن بیش از ۱۱ هزار دانش آموز این شهرستان در یک روز از تحصیل شد.
وی با بیان اینکه ریزگردها همچنین طی سه روز گذشته موجب مسدود شدن جاده ترانزیت ریگان – چابهار شد.
باقری تصریح کرد: خشک‌سالی‌های اخیر و از بین رفتن پوشش گیاهی موجب بروز پدیده ریز گردها در شهرستان ریگان شده است.
وی خواستار تخصیص اعتبارات ملی به منظور مهار ریزگردها در این شهرستان شد.
ریگان به عنوان یکی از شهرستان‌های شرقی استان کرمان سه روز متوالی گذشته با پدیده ریزگردها دست و پنجه نرم می‌کند.
ریگان با ۹۶ هزار پارچه آبادی یکی از کانون‌های بحران فرسایش بادی در شرق کشور است.
کندی عبور و مرور در جاده ترانزیت ریگان – چابهار و راه‌های روستایی از دیگر پدیده‌های بروز ریزگردها در شهرستان ریگان بوده است.
خشک‌سالی‌های چند سال اخیر در این شهرستان موجب از بین رفتن پوشش گیاهی و بروز پدیده ریز گردها در ریگان شده است.
ریگان تا مرکز استان کرمان ۲۸۵ کیلومتر فاصله دارد.

سد‌هایی که افغانستان می‌سازد و مانع ورود آب هیرمند به ایران می‌شود/ خشک‌سالی و مهاجرت کشاورزان سیستانی

روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت: «هیرمند، حکم جان را برای مردم سیستان‌ و‌ بلوچستان دارد.» احسان ساروخانی، کشاورز جوان سیستانی می‌گوید: «سدهایی که روی رودخانه هیرمند ساخته شده، مانند دست‌هایی است که دور گردن مردم سیستان‌ و‌ بلوچستان انداخته باشند؛ همان‌طور نفسشان را گرفته و زندگی را سخت کرده است.»

بیش از چهار دهه پیش که ایران و افغانستان بر سر حقابه هیرمند به توافق رسیدند، مردم سیستان‌ و‌ بلوچستان فکرش را هم نمی‌کردند که سال‌ها بعد سهم آن‌ها از آب این رودخانه، سیلاب‌هایی باشد که باران روانه خاک ایران خواهد کرد. «مردم خانه‌هایشان را رها کرده‌اند و رفته‌اند، اگر بمانند از خشک‌سالی می‌میرند.

بعضی خانه‌ها هنوز وسیله دارند، مردم حتی خانه و زندگی‌شان را هم جمع نکرده‌اند، جانشان را برداشته‌اند و از سیستان‌ و‌ بلوچستان فرار کرده‌اند» کشاورزان سیستانی می‌گویند نزدیک به ۱۶ سال است کشور افغانستان آب را به صورت قانونی برای ایرانیان باز نکرده و آبی که در این سال‌ها نصیب کشاورزان سیستانی شده، ناشی از سیلاب‌هایی بوده که در افغانستان اتفاق افتاده است. بر‌اساس معاهده‌ای که در سال ۱۳۵۱ میان ایران و افغانستان منعقد شد، مقرر شد در هر ثانیه، ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) از رود هیرمند سهم سیستان‌ و‌ بلوچستان و دریاچه هامون باشد؛ سهمی که تعلق نگرفتن آن به هیرمند طی سال‌ها، مردم سیستان‌ و‌ بلوچستان را با چالش‌های زیست‌محیطی و معیشتی فراوانی روبه‌رو کرده است.

دعوا بر سر آب‌های مشترک

جنگ بر سر آب، هر روز میان کشورهای مختلف بالا می‌گیرد. خشک‌سالی، بیشتر کشورهای جهان را دربر گرفته و آن‌ها دیگر راضی نمی‌شوند به این راحتی آب‌هایی را که متعلق به سرزمینشان است با مردم کشور دیگری تقسیم کنند. تأثیر طوفان‌های گردوغبار ناشی از خشک شدن تالاب هامون، سال‌هاست که جان مردم سیستان‌ و‌ بلوچستان را تهدید می‌کند. حقابه رود هیرمند که ضامن دوام زندگی در سیستان‌ و‌ بلوچستان بوده، نزدیک به دو دهه است که به آن‌ها تعلق نگرفته و مردم کم‌کم سرزمین مادری‌شان را به دلیل خشک‌سالی ترک کرده‌اند. ساروخانی که از نوجوانی کنار پدرش کشاورزی کرده، می‌گوید: «جمعیت روستاها خیلی کم شده، مردم دیگر اینجا نمی‌مانند. آن‌هایی که تنها تخصصشان کشاورزی است، به منطقه بهتری رفته‌اند تا این کار را ادامه دهند. بعضی هم زمین‌ها را فروخته‌اند و با ماشین در شهر مسافرکشی می‌کنند.»

او درباره پرداخت حقابه قانونی ایران از رود مشترک هیرمند می‌گوید: «راه آب دیگر خیلی وقت است که باز نشده، فقط وقتی آب به داخل نهرها می‌آید که افغانستان بارندگی زیادی داشته باشد و سیلاب‌ها از روی سد وارد مرز ایران شوند. آمدن این آب هم به این دلیل است که افغانستان نمی‌تواند جلوی سرریز آب را بگیرد.» آن‌طور که ساروخانی می‌گوید سال‌هاست که سیلاب‌های فصلی به جای حقابه قانونی وارد ایران می‌شوند، درحالی‌که در قرارداد سال ۱۳۵۱، ذکر شده که تنها حجمی از آب به‌عنوان حقابه محسوب خواهد شد که دولت افغانستان قادر به اندازه‌گیری آن باشد، درحالی‌که این کشور توانایی اندازه‌گیری سیلاب‌های فصلی خود را ندارد.

چه کسی حقابه هیرمند را دریافت کرده؟

دعوا بر سر آب‌های مشترک میان ایران و افغانستان، آن‌قدر ریشه‌دار است که تاکنون دیپلماسی خارجی نیز نتوانسته آن را حل کند. اسفند سال گذشته بود که علی احمد عثمانی، وزیر انرژی و آب افغانستان مدعی شد که ایران حقابه خود را از رودخانه هیرمند دریافت کرده است. آن‌طور که او گفته در ۱۵ سال گذشته پس از سقوط طالبان در ارتباط با معاهده هیرمند، مذاکراتی با ایران از سوی وزارت انرژی و آب افغانستان صورت گرفته، دولت افغانستان و ایران سال گذشته، مذاکرات جدی‌تری را در ارتباط با اجرای این معاهده داشتند. عثمانی مدعی است که اجرای معاهده هیرمند، نشان‌دهنده این بوده که دولت افغانستان به معاهده‌های انجام‌شده و اصول بین‌المللی متعهد است.
او تأکید کرده که ایران باید حق افغانستان را در ارتباط با آب‌های داخلی این کشور نیز به رسمیت بشناسد. عثمانی اما مدعی است در این مذاکرات، طرف ایرانی به‌طور کتبی اذعان کرده که حقابه از هیرمند را دریافت کرده‌اند. اظهارات عجیب وزیر انرژی افغانستان، اگرچه واکنشی را از سوی مسئولان بلندپایه ایرانی به دنبال نداشت اما مسئولان منطقه‌ای، گفته‌های او را به‌شدت تکذیب می‌کنند. محمد‌علی پیری، فرماندار شهرستان هیرمند به «وقایع ‌اتفاقیه» می‌گوید: ما اطلاعات دقیقی از این مذاکرات نداریم زیرا چنین مذاکراتی در سطح بالاتری انجام می‌شود اما آنچه از آن اطمینان داریم، این است که افغانستان در سال‌های گذشته، حقابه‌ای مانند آنچه در معاهده سال ۱۳۵۱ وجود دارد، به ایران پرداخت نکرده است. پیری، ادعای وزیر انرژی و آب افغانستان را دور از واقعیت می‌داند و می‌گوید: «بعید است اظهارات طرف افغانستانی درست باشد زیرا هیچ مسئولی در رده‌های بالا به صورت کتبی چنین ادعایی را مطرح نمی‌کند.» پیری با تأیید گفته‌های کشاورزان سیستانی می‌گوید: «آبی که طی سال‌های پس از خشک‌سالی از هیرمند وارد ایران شده، حقابه ایران نبوده و فقط سیلاب‌هایی بوده که توانایی نگهداری آن از سوی کشور افغانستان وجود نداشته است.» پیری به سد‌سازی‌های کشور افغانستان روی هیرمند اشاره می‌کند و می‌گوید: «سد کجکی روی هیرمند، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که جلوی ورود آب به ایران را می‌گیرد، درحالی‌که ما اطلاع داریم کشور افغانستان اکنون هم در حال ساختن سدهای بیشتری روی این رود بوده و این اقدام کشور افغانستان، خلاف توافقات بین‌المللی است.»

هامون خشک در بهار

کارشناسان محیط‌ زیست، بارها روی این مسئله تأکید کرده‌اند که خشک‌سالی عمیق در سیستان‌ و‌ بلوچستان با رها‌سازی سیلاب‌های فصلی حل نمی‌شود. آن‌طور که احمد عاقبت‌به‌خیر، عضو کمیساریای آب رودخانه هیرمند به ایسنا گفته، دشتمال‌های ورودی به تالاب‌ها و نهرهای سیستان‌ و‌ بلوچستان، خشک‌سالی در منطقه را بر طرف نخواهد کرد. شرایط آب و هوایی در سیستان‌ و‌ بلوچستان به گونه‌ای است که همواره در ماه‌های فروردین و اردیبهشت، حجم زیادی از آب یا به دلیل بارندگی‌های داخلی یا جاری شدن آب از سوی افغانستان، وارد نهر‌ها و زمین‌های کشاورزی منطقه می‌شود؛ آبی که امید زندگی در سیستان‌ و‌ بلوچستان را برای اهالی زنده می‌کند اما عمر آن به چند ماه نمی‌رسد. امسال به دلیل بارندگی‌ها در جنوب شرق کشور، این آب زودتر از همیشه در سیستان‌ و‌ بلوچستان جاری شده اما از آنجایی که آب‌های جاری‌شده حقابه نیستند و فقط سیلاب‌هایی است که در زمان مناسب برای استفاده کشاورزان رها نشده، امیدی چندانی برای بهبود شرایط کشاورزی در این منطقه وجود ندارد. به دلیل گرمای هوا و تبخیر بالا در این منطقه، سیلاب‌های فصلی بیشتر از یک ماه دوام نمی‌آوردند و نهرهای سیستان‌ و‌ بلوچستان در اواسط بهار باز هم با خشکی مواجه می‌شود. عامل بسیاری از ریزگردهای جنوب شرق کشور، تالاب هامون است که پس خشک شدن، تبدیل به کانون اصلی گردوغبار در منطقه شده است. یکی از کشاورزان این منطقه می‌گوید: «با وجود اینکه در طی سال جاری چندین بار آب به صورت سیلاب وارد نهرهای منطقه شده است اما روستاهایی نظیر کریم‌کشته، کرکو، چکل و توابع آن‌ها که از نهر قروکی این شهرستان تغذیه می‌شوند، هیچ‌گونه سهمی در دریافت آب نداشته‌اند.» او ادامه می‌دهد: «رودخانه گلمیر که شاهرگ اصلی ورود آب در این منطقه به شمار می‌رود، در حال ‌حاضر، آبی به این روستاها نمی‌رساند.»